nima30 تاریخچه ورود برای دنبالکردن ۴۲ پست ۴ دنبالکننده ۰ دنبالشده ۲۲ دیدگاه Nima.m سن دابایی: ۱۳ سال ۳۰۷ روز پستها پایان اردیبهشت ۷ ۰ دست نوازش ۳ ۰ ای نگاه خسته من ز چه خیره ای به راهی ان کاروان که رفته بگذشته از دو راهی بر دور دست نظر کن انجا همه سراب است برگشتن دوباره با ر وهم و خیال و… نگاه خسته ۳ ۰ صدای زنجره ها در کویر یاد اور زنجیرهایست که حلقه های ان را تنهایی ساخته و مرا به بند کشیده است صدا زنجره ها ۱ ۰ اینحا من و تنهایی با هم همدمبم،یا من تنهایی را به بند کشیده ام یا تنهایی مرا من و تنهایی ۱ ۰ میخوام چند تا هایکو بزارم اما اول توضیح بدم هایکو چیست،هایکو متن های کوتاه اما تاثیرگذار است که بیشتر بیان نارضایتی و یا احساس قلبی است هایکو ۲ ۰ بی وفایی ۱ ۰ ان نور دور دست که بینی در بیابان جنون شاید چشمان بی قرار برای لحظه دیدار نیست کمی هوشیار تر قدم پیش نه در این راه خطر شابد ان نور چشم گرگان… هوس ۱ ۰ یک روز با اواز اب و گرمای اتش در کنار رودخانه ۱۴ ۵ دلم مثل دل خونه شقایق چشام دریای بارون شقایق دشت شقایق ها که بعد از چند… ۹ ۰ ... ۵ ۰ و باز هم یاد اور خاطره ای دیگر ۵ ۰ چه خاطراتی با این ابیات زنده شد برام،روز وداع با یکی از بهترین دوست هام ۶ ۰ یاد اخرین بار که در دابا فعالیت داشتم و این پست خداحافظی را گذلشتم،چه زو… ۶ ۰ زیر خاکی از اشعار دهه نودم در دابا ۵ ۰ من ز زنبور عسل اموختم چو نشستم بر لب نازک گل به یکی بوسه دلش شاد کنم نه که با زخمه نیشم دلش ریش کنم اموختم ۸ ۰ خسته ام از تیک تیک های ثانیه یس گوش دادم حرفش به زور خسته ام از گردش این عقربه عمر خود گردید در یک راه عبور خسته ام از تکرار روز و ماه و سال… خسته از زندگی ۳ ۶ ۰ خسته ام از این تن ویران خویش کنچنین روح من رندان کرده به زور خسته ام خسته از دست خدای او چرا سالها از زندگی من گشته دور خسته ام از زندگی این… ادامه شعر خسته از زندگی۳ ۴ ۰ خسته از قلب های بی عاطفه مال دنیا چشم ها را کرده کور خسته از دوستان از دشمنان نیش بر قلبم میزنند از راه دور خسته ام از تکرار حرف ها حرف های… ادامه شعر خسته از زندگی ۴ ۲ خسته ام از این روی زندگی تا کجا بایدسر کرد با بندگی حسته ام از خط سرنوست سر نوشتی که بهرمن بد نوشت خسته ام از قصه های بیشمار بس تکرار گشتند… خسته ام ار زندگی ۱۱ ۱۰ تکبه بر دیواری که کسی از پشت بر آن تیشه میزند چون حال شیسه ایست که دیوانه ای سنگ بر ان شیشه می رند تکیه بر دیوار ۱۰ ۰ دلم تنگ است و از دلدارم خبر نیست وفایم را در دل سنگش اثر نیست نگاهم سویش و او از من گریزان نمی دانم چرا او را بر من نظر نیست چو خواهم بگذرم… دلبر سنگ دل ۸ ۰ من گمان دارم که برگی که اینچنین خود را رها کردست در آغوش باد فارغ است از یاد مرگ لا جرم درحسرت تشویش نیست ادمی هم مثل برگ گر ندارد آغوش گرم… مرگ بی تشویش برگ ۸ ۱ زندگی را تو یساز نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف زندگی یعنی جنگ پس تو بجنگ زندگی یعنی عشق پس تو بدان عشق بورز زندگی ۱۱ ۱ از عشق حذر کن که این ره، رهی پر خطر است لیلی عاشق شد مجنون آوراره کوه و کمر است خسرو مجنون پی شیرین شد اما که فسوس لب شیرین نگارین بهر دگران… این پند برای اعضای جدید دابا می باشد وگرنه دوستان قدیمی تقریبا همه این ر… ۹ ۰ باز امدی مهتاب من در اسمانم همچو ماه نوری فشاندی باز هم بر ظلمت شام سیاه چندی نبودی در اسمان سر کرده بودم من به چاه از فرغت دیدار تو در ها ف… یاد اور شخصی با کاربریmahtab که سال های دور در دابا فعالیت داشتند ۱۰ ۱ در این زمانه که اینچنین آرام راه می روم کسی چه داند که سوی یک نگاه می روم دلم که خسته می شود ز سردی سحر سپیده چون سر زند سمت صباه می روم صبا… سمت نگاه ۶ ۰