باز امدی مهتاب من
در اسمانم همچو ماه
نوری فشاندی باز هم
بر ظلمت شام سیاه
چندی نبودی در اسمان
سر کرده بودم من به چاه
از فرغت دیدار تو
در ها فشاندم از لعل سیاه
و........
در اسمانم همچو ماه
نوری فشاندی باز هم
بر ظلمت شام سیاه
چندی نبودی در اسمان
سر کرده بودم من به چاه
از فرغت دیدار تو
در ها فشاندم از لعل سیاه
و........
اومیدارم هر جا هستن دلشون خوش باشه