در این زمانه که اینچنین آرام راه می روم
کسی چه داند که سوی یک نگاه می روم
دلم که خسته می شود ز سردی سحر
سپیده چون سر زند سمت صباه می روم
صبا ه گر نظر نکرد جان و تن خسته مرا
بارم به دوش گیرم و سمت پگاه میروم
.....
خدا کند خدا کند به قلب خسته ام نگاه
که گر کند نظر خدا سمت خداه میروم
کسی چه داند که سوی یک نگاه می روم
دلم که خسته می شود ز سردی سحر
سپیده چون سر زند سمت صباه می روم
صبا ه گر نظر نکرد جان و تن خسته مرا
بارم به دوش گیرم و سمت پگاه میروم
.....
خدا کند خدا کند به قلب خسته ام نگاه
که گر کند نظر خدا سمت خداه میروم