بـزرگـتـر كـه شــدم; داسـتـان هـايـي خـواهـم نـوشـتـــ كــِـهـ كـلـاغ هـايـش در آن قـصـه بـبـآ فـنـد و انـسـان هـا را بـه هـم بـرسـانـنـد ! ! !
پروفایل تاریخچه
puya asadi
۴۹ تاپیک تاریخی
۱۲۰ پست تاریخی
۰ پست در نسخه جدید
*آخــر هــم نفهمیــدم دردم را چگــونــه بگــویـم! درد کشیــدم...؟ درد گــرفـت..؟ درد آمـد...؟ چــرا هیچــوقـت بــرای درد فعـــل "رفتــــن" صـــرف نمـیشــود؟*
چه شب هایی...!!! چه شبهایی با رویای تو خوابیدم نفهمیدی چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود نمیشنیدی چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم چه شبهایی با شب گ...
گورستان با سکوتش میگوید سخت نگیر زندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد...
واقعا جالبه خیلی سردشه خخخخخخخخخ
. یادمان باشد با هم بودن دلیلی برای با هم ماندن نیست رسیدن رفتن میخواهد اما آخر همه رفتن ها رسیدن نیست یادمان باشد رفتنی میرود چه یک کاسه آب بریزیم پشت سرش ، چه هزاران قطره اشک … .
ووووووو خو اسم خودمه با تاریخ تولدم
بله راست میگه کسی رو نمیتونید اجبار کنید دادا شما که رفتید دستتون درد نکنه واقعا ممنونیم که رفتی خیرش به خودت میرسه نه به ما