forouzandeh.e
شهرکرد،خیابان سعدی
درود و عرض ادبچه حس دلانگیز و غریبی است، برگشتن به خاطرهای دور.
حدود پانزده سال پیش، «دابا» متولد شد؛
جمعی پرشور از دختران و پسران، سرشار از انرژی و هیجان جوانی، با فعالیتهای دستهجمعی و خاطراتی که هنوز عطرشان در ذهن مانده است.
از روزی که دابا خاموش شد، یازده سال میگذرد.
و حالا وصل شدن دوباره به آن گذشته، احساسی خاص و پر از دلتنگی دارد.
آن نوجوانان،امروز جوان شده اند...
امروز جوانان آن دوران، پختهتر و آرامتر شدهاند...
مویی سفید کردهایم،
زندگیها شکل گرفتهاند،
باورها و اندیشهها تغییر کرده و عمیقتر شدهاند.
هر کدام در مسیر خود، در تلاش برای رسیدن به هدفها و آرزوهایمان هستیم.
هرچند بسیاری از چهرهها را به خاطر نمیآورم و خیلی از لحظهها از یاد رفتهاند، اما بازگشت به جمع شما عزیزان، داباییهای گرامی، برایم خوشایند و افتخارآمیز است.
تنتان سلامت و دلهایتان شاد، رفقای دابایی قدیمی
پلیس دابا
سلام علیکم جمیعاً ...خانم فروزنده خوبی ، چقدر تو عکس تغییر کردید
الهه مهربانی عزیزمم😍🥺باورم نمیشه یه روزی من کوچک ترین عضو بودم💔
💕مشتاق دیدار زهرا جان 🥰
چقد زود دیر می شود😕
خانم فروزنده ببخشید شما ویز ارتباطات شدین؟
به به الهه مهربانی ، چه روزهای قشنگی داشتیم پیش شما
سلام یادش بخیر دابا باعث شد خیلی دوستای خوب مجازی پیدا کنم که از مجازی فراتر رفت و در دنیای واقعی سالها باهم دوست باشیم 😍
🤭🤣🤣 ولکام بک
پععه خانم فروزنده چقدر مارو مسدود کردی شما.... عذاب وجدان نداشتی تو این ۱۴ سال؟