از چی بگم.....

از چی بگم.....

خودمونی • 1393/01/14 @Aram30
قهر...
دیشب با خدا دعوایم شد ...... با هم قهر کردیم ...فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد... ­ رفتم گوشه ای نشستم ... چند قطره اشک ریختم... و خوابم برد صبح که بیدار شدم ... مادرم گفت...دیشب با خدا دعوایم شد ...... با هم قهر کردیم ...فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد... ­ رفتم گوشه ای نشستم ... چند قطره اشک ریختم... و خوابم برد صبح که بیدار شدم ... مادرم گفت... نمیدانی از دیشب تا صبح چه " بارونی " می آمد ...!! نمیدانی از دیشب تا صبح چه " بارونی " می آمد ...!!