یکی بود....یکی دیگه هم بود

یکی بود....یکی دیگه هم بود

خلوت با خدا • 1393/01/13 @omid
یکی بود....یکی دیگه هم بود

عمری نماز به پا داشتم و ندانستم برای چیست و چه می گویم . ولی امروز الله اکبر گفتم .

تو نیز مرا بزرگ خواندی . نیت کردم ، نظر کردی و من مشغول به توصیف
صفات تو شدم .

گفتی از توصیف بی نیازم (سبحان الله عما یصفون) . تو خود را
در نماز توصیف می نمایی

بنده ی من ، حال توصیف بنما تا من احسنت بگویم
. حمد را آغاز نمودم:



الحمدالله رب العالمین : سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است .

- سپاس بنده ای را که دعوتم را لبیک گفت .

الرحمن الرحیم : بخشنده و مهربان است .

- احسنت بر بنده ای که می بخشد و مهر می ورزد.

مالک یوم الدین: صاحب روز جزاست.

- جزای تو را میزان اشتیاقت قرار خواهم داد.

ایاک نعبد و ایاک نستعین: فقط تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.

- من نیز خواستار شمایم و منتظرم همدیگر را در رسیدن یاری نمایید.

اهدنا الصراط المستقیم : ما را به راه راست هدایت کن.

- هدایت نمودم و هدایت از آن توست.

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الا الضالین: راه کسانی را که آنها را

مشمول نعمت خود ساختی ، نه راه کسانیکه بر آنان غضب نمودی و نه گمراهان
.

- همانا تو خود در مسیری و شایسته ی نعمت و گمراهان تنها و بی یاورند ، من هستم ولی

مرا نمی یابند ، آنها خود چشم خویش را بسته اند . من در همه حال در کنار بنده ام هستم .



حال نوبت توحید گفتن است . بگو تا پاسخت دهم .


قل هو الله و احد : بگو خدا یکتا و یگانه است .

- تو نیز یکتایی در آفرینشت بنگر، تو نیز بی نظیری .

الله الصمد : خداوندی که همه ی نیازمندان قصد او را می کنند.

- بنده ام تو باور نداری که قسمتی از خدایی و بی نیاز خواهی گشت روزی که من تو و تو ،

من باشیم
. من با تو چنانم ای نگار یمنی

خود در غلطم که من تو ام یا تو منی


لم یلد و لم یولد : هرگز نزاد و نه زاده شده .

- آری من ازلی و ابدیم و تو در سفری از ازل به ابد در راه یافتنی که تو نیز همان اول

و همان آخری
.


و لم یکن له و کفوا احد : برای او شبیه و مانندی نبوده است .

- آیا تو پنداری برای تو شبیه و مانندی آفریدم.

در این گفت و شنود عاشقانه از خود خجل گشتم . آرام الله اکبری گفتم و به رکوع

رفتم که نگاهم از شدت حیرت دوید و گویی از وجودم جدا گشت . تعظیم زیبای هستی

را در برابر وجود خویش می دیدم . سبحان ربی العظیم و بحمده
:...


- من در اشتیاق دیدار زیباترین مخلوقم عظمت هستی را در برابرش به تعظیم نشاندم .

زانوانم طاقت نیاورد و به سجده رفتم .سبحان ربی الاعلی و بحمده :...

- آری بنده ی من تو بزرگ و والایی. بر ساختار وجودیت پیشانیت را می سایی و من می بالم

بر خشوع تو ، تقدیم تو باد جلال و بزرگی
.


بار دگر سجده می روم .اینبار عظمت هستی به گرداگرد وجودم در حال چرخش است .

حال می فهمم چرا سجده بزرگان طولانی است و بر خاستن از آن دل کندنی نیست .

با اشک شوقی که نمی دانم منشاء آن چشمانم هستند یا کل وجودم ، بر می خیزم

به شوق حمد و وتوحیدی دوباره .



پروردگارا بگذار هر آنچه می گویم خود نیز پاسخ دهم .

آری سپاس جلال و عظمتت را ، بخشندگی و کرامتت را ، صاحب همه چیز و هیچ

چیز تو
را می پرستم و یاریت را می طلبم . هدایتم بنما از کور دلی و نگذارم در راه

بی کسی . تو بی نیازی و یکتایی و من نیازمند ذات اقدست.


قنوت را در این رکعت می خوانم که بگویم دل پر دعایم امروز فقط یک چیز را می خواهد :

ربنا آتنا فی الدنیاحسنه و قی الاخره حسنه ...خدایا در دنیا و آخرت
تنها تو را می خواهم .



در رکوعم بگذار بر تو تعظیم نمایم و در سجده ام بگذار غرق اطاعت گردم .


شهادتی می دهم با تمام وجود که اشهد ان لا اله الا الله ... و اگر سلام می گویم حکایت

آن است که با خداحافظی ترکت نکنم
و سلام نیت همیشه با تو بودن باشد و تا زمان وصال

دیگری از راه برسد از نظرت پنهان نگردم
.


اگر می دانستم از زمان این نماز تا نماز دیگر تو همچنان عاشقانه نشسته ای تا من خود

را برسانم ، دیگر چگونه می توانستم ترکت کنم . معبود من ، معشوق من ،
من که باشم

که تو را در انتظار دیدار خود بگذارم
.


با حلقه ی رحمانیتت در برمان گرفتی و با حلقه ی رحیمت غسلمان می دهی . این چه

حالیست امشب این چه دیداریست ؟ ای کاش زمین می گذاشت این لحظه را پایانی نباشد

. کاش دورانش حول زمان نبود تا ثانیه ها مرا از تو دور نسازد
.



کاش مفهوم دائم الصلاة را نیز درک می نمودم تا ... (خوشا آنان که دائم در نمازند)


یا رب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه ی سحرگاهم ده


در راه خود اول از خودم بیخود کن

بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده





واااااااااااااای عااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود یعنی واقعامحشربود نمیدونم چطوری تشکرکنم ازتون حرف نداشت thumbup
خوش به حال کسی که نماز با چنان کیفیت بخونه (حالا ما چه طوری نماز می خونیم و این عارفها چه طوری )
خب بیایدماهم سعی کنیم خودمونودراین حدبرسونیم!!!
سعی که می کنیم ولی اون حدا که رسیدن به این آسونی که فکر می کنید نیست (نماز عارفان شبیه آیت الله بهجت که با هر نماز در بهشت رو روش باز می شده )
خواهش می کنم امیدوارم اثر گذار باشه

آخه این متن آ که خودم خوندم خیلی تاثیر گذار بود براخودم چندین بارخوندمش .اقعااا چه چیزای ساده راکه مادرک نمی تونیم بکنیم

ماکجاییم بعضی ها دیگه کجایند

بعضی وقتا نماز میخونیم ولی معنی خیلی از کلماتی راهم که درنماز بکار می بریم نمیدونیم

مرا غرض زنماز آن بود

که پنهانی

حدیث درد فراق تو

با تو بگذرم

و گرنه ابن چه نمازی بود که

من با تو

نشسته رو به محراب و دل به بازارم


فکرم همه‌جا هست، ولی پیشِ خدا نیست سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست!

از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ ذرّه فقط کُندتر از سرعتِ نور است هر رکعتِ من حائزِ عنوان جهانی‌ست!

این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعتِ آخر؟ چندی‌ست که این حافظه در خدمتِ ما نیست

ای دلبرِ من! تا غمِ وام است و تورُّم محراب به یاد خمِ ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کرد تا فکر من از قسطِ عقب‌مانده جدا نیست

هر سکّه که دادند دوتا سکّه گرفتند گفتند که این بهرۀ بانکی‌ست، رِبا نیست!

از بس‌ که پیِ نیم‌ وَجَب نانِ حلالیم در سجدۀ ما رونق اگر هست، صفا نیست

بَه بَه، چه نمازی‌ست! همین است که گویند راهِ شُعَرا دور زِ راهِ عُرَفا نیست


نمازپلی است ازتوتابه خدامبادابشکنداین پل

چون شدی آماده غسل و وضو*****از معاصی دست و دل اول بشو

خویش را خالی تو از تزویر کن*****پس بلند آوازه تکبیر کن

از خدایان مجازی عذر خواه*****بعد از سر ده ندای لا اله

لفظ الا با دل آگاه گو*****پس محمد ص رسول الله گو

خویشتن را مومن و موقن ببین*****پس علی ع را گو امیر المومنین

دل تهی کن از همه کفر و دغل*****پس بگو حی علی خیر العمل

چشم بردار از تمام ممکنات*****بعد از آن بر گو که قد قام الصلوه

پشت سر انداز خاص و عام را*****پس بگو تکبیره الاحرام را

چون ستادی در حضور کردگار*****باش قائم با سکون و با وقار

فهم کن تا با که می گویی سخن*****با خدا یا با خیال خویشتن

در نمازی یا که دعوا می کنی*****یا جوال و مال پیدا می کنی

در رکوعی یا به فکر نان و آب*****یا معلق می زنی با صد شتاب

در سجودی یا مگر همچو کلاغ*****می زنی بر خاک منقار و دماغ

یک دقیقه، هشت رکعت خوانده ای*****زین ریاضت همچو خر وامانده ای

نصف عمرت از ریاضت کاسته*****این نماز از تو خدا کی خواسته

شرم کن از این نماز ای بی ادب*****هان مکش بیهوده این رنج و تعب

گر نماز خویش خواندی با حضور*****هست مقبول خداوند غفور

بی حضور قلب اگر خواندی نماز

حق بود از این نمازت بی نیاز