سخنی از دکتر شریعتی

سخنی از دکتر شریعتی

بزرگان، شعرا و نویسندگان • 1391/09/30 @jasem
سخنی از دکتر شریعتی
ساعت ها را بگذارید بخوابند
بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست
آتشهايي که مي پزند، آتشهايي که مي سازند ؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسي به اين پي برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشي که همه هستي تجلي آن است ،آتش گرم نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست ،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل ،
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد..

نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت..

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك. گلويم سوتكي سازد


گلويم سوتكي باشد به دست طفلكي گستاخ و بازيگوش كه او يك ريزو پي در پي دم گرم گلويش را در درون سينه ام ريزد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد


بدين سان بشكند درمن سكوت مرگبارم را.......


(((دكتر علي شريعتي)))