کاش...

کاش...

بارانی ها • 1392/02/27 @sotode
کاش...
سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم

اشک در چشمانم حلقه میزند و همه با تعجب نگاهم میکنند

لبخندی میزنم و میگویم:

چقدر داغ بود !
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود


کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم
ای کاش قانون همه ی دوستی ها این بود:


یا رفاقت تعطیل...


یاجدایی هرگز...
کاش نگاه ها حرف دلها را می خواندند


تا برای اثبات دوست داشتن نیازی به سوگند نباشد.......