گفتگوی خصوصی ونوروزی بامرد سال...
اتاق‌های اصلی مطالب جالب، تفریح و سرگرمی خودمونی گفتگوی خصوصی ونوروزی بامرد سال...
آرشیو تاپیک

گفتگوی خصوصی ونوروزی بامرد سال...

خودمونی • 1393/01/09 @omid
گفتگوی خصوصی ونوروزی بامرد سال...
همشهری جوان: پشت در اتاق وزیر دوستان قدیمی روزنامه ایران را دیدیم که داشتند برای مصاحبه می رفتند

تو و بچه های روزنامه شرق را هم دیدیم و کلی درباره اختتامیه جشنواره که شب قبلش برگزار شده بود اختلاط

کردیم. ساعت 11:30 از وزارت خارجه زنگ زده بودند و خبر داده بودند که ساعت یک همان روز بالاخره برای

گفتگو با دکتر ظریف وقت باز کرده اند. یک موقعیت کلاسیک. وقت کم است. باید سوال ها را در حداقل

زمان ممکن آماده کرد و معلوم هم نیست که دوباره کی بشود ظریف را با اوضاع پیچیده بین المللی پای

مصاحبه نشاند. با اینحال همان صحبت نیم ساعته با محمد جواد ظریف آنقدر جذاب بود که استرس های پیش

از مصاحبه را از بین برد. مثل همیشه راحت و صادقانه حرف زد و لبخند معروفش هم تمام مدت روی لبش بود.

مردی که اگرچه این روزها یکی از سخت ترین پروژه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دست

دارد اما خوشرو و خوش اخلاق است و این را به مخاطبش هم منتقل می کند. لابد برای همین کسانی که

وارد اتاقش می شوند معمولا موقع برگشتن با لبخند از در بیرون می آین
د.


پس قاعدتا جوانانی را که امروز دارند یک جوری با شما مخالفت می کنند و ممکن است سر مذاکرات با غرب عصبانی باشند و

مثل همان جوانی شما شور و شوق انقلابی داشته باشند، درک می کنید؟


- عصبانیت جوان را درک می کنم اما عصبانی کردن جوان توسط پیرمردان را درک نمی کنم؛ یعنی احساس می کنم که جوانان ما اکنون دلیل کافی دارند که

کشورشان با عزت در حال مذاکره است و نمی پسندم که بعضی ها به دلیل اهداف سیاسی بیایند و یک نگرش دیگر را تزریق کنند. مثلا اگر همین مذاکرات

کنگره را که خانم شرمن، در آن توهین هایی به ما کرده، تمامش را که 37-36 صفحه انگلیسی است بخوانید، که خوندنش شاید دو ساعت وقت ببرد، احساس

غرور می کنید. می بینید که معاون وزیر امور خارجه آمریکا را نمایندگان سنا نشانده اند و در حال توبیخ و بازخواستش هستند که چه چیزی گرفته اید؟ شما که

همه چیز را به ایرانیان داده اید! شما که از همه خطوط قرمزتان تنزل کرده اید! آن بنده خدا هم برای اینکه از پس آن سوالات بربیاید، یکسری حرف هایی می زند

که از نظر ما مردود است ولی وقتی شما آن فضا را بخوانید، می بینید فضای قدرت جمهوری اسلامی است، فضای اقتدار است. فضای توهین به ایران نیست.

اتفاقا فضای عزت ایران است.


در این قضیه چه چیزی شما را آزار می دهد؟

- از این تاسلف می خورم که بعضی ها اصرار دارند برای اینکه خط سیاسی شان را پیش ببرند، می آیند تکه هایی از آن فضا را به صورت گزینشی انتخاب می کنند،

متاسفانه پمپاژ تبلیغاتی می کنند و یک حالت ناراحتی را در یک قشری از مردم ایجاد می کنند. می فهمم که آنها باید ناراحت شوند، اگر من هم فقط آن مطلب را

بخوانم ناراحت می شوم ولی چون کل مطلب را می خوانم، می بینم که خب الحمدلله جمهوری اسلامی به شکلی دارد مطرح می شود که چهار متخصص قبل

از خانم شرمن، داخل کمیسیون رفته اند، دو نفرشان گفته اند: توافق ژنو صددرصد به ضرر آمریکا و به نفع ایران است و آن دو هم که معتدل تر بودند گفته اند:

این توافق یک نگرانی های اساسی برای آمریکا دارد. این شرایطی است که این خانم رفته و در آن صحبت کرده است. متاسفانه مطبوعات و رسانه ملی این فضا

را منعکس نکردند، فقط گفتند: این خانم شرمن رفته آنجا حرف های زیادتر از دهانش زده است! قبول دارم. ایشان حرف های نامناسبی گفته اما شما باید برای

مردم این فضا را تشریح می کردید تا جوانان ما افتخار کنند، نه اینکه ناراحت شوند.



آقای دکتر، شما از چه زمانی عضو فیس بوک شدید؟

- والا نمی دانم. درست خاطرم نیست.

یعنی قبل از دولت بود؟

- اوه، بله خیلی قبلش عضو شدم. فکر کنم سال 2009 بود. البته فعال نبودم. در تمام دورانی که مسئولیت نداشتم، از اظهارنظر علنی خودداری می کردم.

هیچ وقت کنجکاو بوده اید ببینید بیشتر از کدام قشر و چه تیپ آدم هایی بیشترین کامنت را برای پست هایتان می گذارند؟ - راستش می بینم آقای ابطحی هر چند وقت یک بار برایم می نویسد ولی نه اینکه بروم و حسابی رویش باز کنم ولی هر وقت بخواهم به کسی جواب بدهم می روم و اول صفحه اش را نگاه می کنم تا بدانم کی هست و چه کاره هست. بعضی وقت ها هم تصمیم می گیرم جواب ندهم؛ به واسطه همین مراجعه ای که به صفحه می کنم. تا حالا شده یک کامنتی برای کارتان مناسب باشد، یعنی نکته ای را اشاره کرده باشند که مفید باشد؟ - فکر می کنم یکی دو بار این اتفاق افتاده است. یادتان هست که چی بوده؟ - نه. حتی حوزه اش هم یادتان نیست؟ - مثلا توی همین حوزه کاری گفته است اگر اینجوری دنبال کنید، برای افکار عمومی موثرتر است. دیدم مورد خوبی است. البه دیدم چند نفر رفتند و زحمت کشیدند متن هایی که برایم می آید را تحلیل محتوا کرده اند. نه تحلیل محتوای هرمنوتیکی، بلکه تحلیل محتوایی که کدام کلمه بیشتر استفاده شده. اینها هم خیلی به کارم آمده است که دیدم مردمی که می خوانند از کدام کلمات بیشتر استفاده می کنند و روی چه کلماتی حساس هستند. مثلا ایران، میهن و وطن کاربرد زیادی دارد و چیزهایی که از آن حس میهن پرستی به طور مثبت و منفی درمی آید، خیلی به کار می رود. یادم است یک روز دروغی را بعضی از این رسانه ها به من نسبت دادند که مدعی بودند درباره جزایر سه گانه گفته ام. دیدم مردم با چه حساسیتی قضیه را دنبال می کنند و چقدر این موضوع برجسته می شود. این باعث افتخار است که مردم مخصوصا جوان ها اینقدر نسبت به سرزمین شان حساس هسیتند . چرا فیس بوک را جدی گرفته اید و حضور پررنگی دارید؟ اصلا استفاده از فیس بوک که در ایران فیلتر است، مشکلی برایتان ایجاد نمی کند؟ - البته فیلترشکن برای وزارت امور خارجه آزاد است. این نکته مهمی است که باید به آن اشاره کنم: وزارت امور خارجه اجازه دارد از «وی پی ان» استفاده کند. به این دلیل که وزارت امور خارجه نیاز دارد به دسترسی به منابع اصلی که تعداد زیادی از آنها شاید به دلایل مختلف فیلتر شده باشند. لذا برای من رفتن به فیس بوک هیچ منع قانونی ندارد چون مرحله اولش که استفاده از فیلترشکن است، برای من آزاد است که بتوانم دسترسی به اخبار و آمار داشته باشم. چرا رسانه فیس بوک را برای برقراری ارتباط انتخاب کردید؟ - دلیل اینکه رفتم سراغ این رسانه، این بود که دقیقا می خواستم بروم سراغ مخاطبانی که خیلی الرتباط مستقیمی با دولت و نظام ندارند. اتفاقا دلم می خواست به آنها دسترسی داشته باشم. البته بقیه را هم از طریق مصاحبه آگاه می کردم چوناعتقاد دارم اگر شما مسئولیتی در کشور دارید پاسخگو هستید. آن زمان که مصاحبه نمی کردم چون مسئولیتی نداشتم، خودم را هم موظف به پاسخگویی نمی دانستم اما اکنون که مسئولیت دارم، وظیفه پاسخگویی دارم، یک مقدارش از طریق سایت ها و رسانه های رسمی است و مقداری اش هم که متاسفانه کم شده از طریق فیس بوک است چون هم فرصت کم دارم هم راجع به مطالبی است که دلم نمی خواهد وارد شوم و بنویسم مخصوصا راجع به انتقادات و بی انصافی هایی که می شود. دلم نمی خواهد راجع بهش حرف بزنم. در نتیجه کمتر در فیس بوک می نویسم. این اواخر خیلی کمتر شده است... - بله، در حد هفته ای یک بار است. ولی نکته جالب این است که بسیاری از استاتوس های شما عملا به منبع خبر تبدیل شده اند و خبر تبدیل شده اند و خبرگزاری ها و رسانه ها از آن استفاده می کنند. - قبلا این موضوع بیشتر بوداما الان کمتر است ولی هنوز هم ادامه دارد چون قبلا راحت تر می نوشتم ولی الان بحث هایی که می شود، ورود به حوزه امنیت ملی است و احساس می کنم خیلی نباید توی این حوزه ها در صحنه عمومی به مجادله پرداخت، لذا حاضرم توهین را تحمل کنم، انتقاد را تحمل کنم و به سمت پاسخگویی نیایم. در نتیجه چیزهایی که در فیس بوک می نویسم، جذابیت قبل را ندارد، چون نمی خواهم وارد این حوزه شوم که این مسائل داغ را جواب بدهم. ادامه...

در گوشی موبایلتان واتس آپ، وایبر، تانگو و این اپلیکیشن های مجازی را هم دارید؟


- نه، اصلا از این روش های ارتباطی هیچ وقت خوشم نیامده است. فقط فیس بوکم را دارم.