سال نو مبارک
تق تق تق فشفشه
فاصلمون کم بشه
هیزم و نفت و آتیش
دوستت دارم خداییش
غماتو بیار فوتش کن
کینه داری شوتش کن
هوا بهاری میشه
سرما فراری میشه
زردی ازت دور بشه
هرچی میخوای جور بشه
تعارفات رایج و کلیشه ای بازدیدهای نوروزی :
چندجا دیگه هم باید بریم ، پس با اجازتون !
دیگه کافیه ، یه مقدار جا نگه داریم که رفتیم اونجا شرمندشون نشیم !
نه تورو خدا چایی نیارید ، همین الان خونه فلانی خوردیم !
ما باید بریم ، بچه ها خونه تنهان ؛ مهمون میاد !
تقویم ایرانی از معدود تقویم هایی است که به دلیل اتکا به حرکت خورشید، سال نوی آن
با بهار ، نو شدن، سبزی و طراوت طییعت آغاز می گردد.آیین نوروزی کهن ترین آیینی است
که اقوام ایرانی از دیرباز حتی قبل از مادها آن را برگزار می کردند. در گذشته که
رسانه های همگانی وجودنداشته با برگزاری این آیین آمدن بهار را به مردم خبر می
دادند.هر رسمی در آیین نوروزی نشانه مفهوم و معنای خاصی است به طورمثال سفره هفت
سین و سبزه و ماهی قرمز سرسبزی وحیات و شادابی نوروز را به خانه می آورندو یا حاجی
فیروز که یک خبر رسان متحرک بوده است. حاجی فیروز قبل از عید می آید و با آمدن عید
می رود.صورت سیاهش به نشانه این است که با آمدن نوروز همه سیاهی ها و پلشتی ها از
روزگار ما رخت بر می بندند و رخت و لباس قرمزو دایره زنگی در دستش با خود شادی و
نیکبختی به همراه می آورد.حاجی فیروز به نوعی بیام آور نوروز و یاد آور گذر از
سیاهی به سفیدی و از ناپاکی به پاکی است ودایره زنگی این شادی و شور را چند برابر
می کند.
در گذشته های دور حاجی فیروز برای مردم بسیار عزیز بود و همه او را دوست داشتند.با
آمدنش دلها شاد می شد و مردم دوباره به یاد می آوردند که نوروز در راه است .حاجی
فیروز نزد مردم تقدس و احترام خاصی داشت و همه به او احترام می گذاشتند. در گذشته
بر خلاف آنچه تصور می شود حاجی فیروزها شغل و در آمد مشخص خود را داشتند مثلا
کشاورز یا نجار و… بودند ولی در روزهای آخر سال خود را به این شکل در می آوردند
تا به مردم شادی هدیه دهند.مردم نیز به منظور قدردانی از آنها و شاید برای استقبال
از شادی بهحاجی فیروزها هدیه می دادند.شیرینی ، آجیل و حتی گاهی سکه. هرچند که حاجی
فیروزها برای پول این کار را نمی کردند.این کار برایشان تقدس داشت بعید بود کسی
حاجی فیروز را ببیند و لبخند بر لبش نیاید و شور و شوق نوروز و نو شدن را احساس
نکند .
و شاه مربوط باشد. در واقع آن زن بی نام عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه
است.عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم
منتظر عمو نوروز است.معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است.الهه که عاشق شاه است، او
را انتخاب می کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند و اما…
یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه
نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوة تخت
نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست به سمت دروازه شهر می آمد
بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباختة عمو نوروز بود و روز اول هر
بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط,
خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم,
از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و
شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد میانداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور
درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق,سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات
می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر
قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست.چندان طول نمی کشید که
پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می رفت
به هوا.
در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل
همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله
آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می
کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد
زیر خاکستر؛ و پا می شد راه می افتاد.
آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد.
اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش
رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر,
آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند
بعضی ها متعقدند اگر این دو همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا
هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند.
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک..
1-پاک کردن غم گذشته
2-دور ریختن کینه ها
3-شستن افکار منفی
4چیدن عشق در طاقچه
5-سبز کردن مهر
6-خریدشادی
7-حراج محبت
/خانه تکانی مبارک/
پس از ظهور اسلام و گسترش آن به ایران زمین با توجه به کتب فقها و متون سنت از آداب نوروز در اسلام می توان به موارد زیز اشاره کرد:
1- غسل نوروز: « اذا کان یوم النیروز فاغتسل...» وقتی نوروز شد غسل کن.
بر طبق این حدیث غسل کردن از آداب نوروز محسوب می شود بویژه آنکه در حدیث دیگری آب ریختن سنت نوروز قلمداد شده است. براساس این حدیث وقتی پیامبر بنی اسرائیل خواست هزاران نفری که مرده بودند به دستور خداوند زنده کند بر آنان آب پاشید و پاشیدن آب سنت نوروز شد زیرا آن اتفاق عجیب مقارن با نوروز بود.
به نظر می رسد آب ریختن در نوروز با سفارش احادیث که غسل نوروز بجا آورید به مرور تغییر یافته است. فقها نیز در فتاوای فقهی خود به غسل نوروز البته بصورت استحبابی اشاره کرده اند.
2- هدیه نوروز: هدیه دادن در نوروز از قدیم الایام مرسوم بوده است. در اسلام نیز این رسم با همان کیفیت تأیید شده است. یعنی رسم هدیه دادن بطور کلی مورد پذیرش واقع شده است در برخی از موارد حتی معصوم سفارش داده بودند که به یکدیگر هدیه دهید.
3- دید و بازدید: «... تهادو و تواصلو فی الله » بخاطر خدا به یکدیگر هدیه داده و صله رحم کنید.
دید و بازدید و تبریک نوروزی به عنوان یکی از آداب نوروز برشمرده شده است با توجه به آن اسلام این رسم پسندیده را در نوروز تأیید کرده، هر چند در ایام دیگر سال واجب است و معنای آن اینست که در همه احوال صله رحم واجب بوده اما در نوروز این وجوب تأکید بیشتری داشته.
4 و 5- لباس تمیز پوشیدن و معطر شدن: « قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک...» وقتی نوروز شد غسل کن و بهترین و پاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و با بهترین عطرها خو را خشبو ساز.
6- روزه گرفتن: « اذا کان یوم النیروز... و تکون ذلک الیوم صائما.» وقتی نوروز شد در آن روز روز باش.
به موجب این حدیث روزه گرفتن از آداب نوروز است فقها نیز در باب روزه های استحبابی روزه اول نوروز را مستحب دانسته اند.
7- نماز عید: « اذا کان یوم النیروز... فاذا صلیت النوافل الظهر والعصر فصل بعد ذلک اربع رکعات تقراً...»
وقتی نوروز شد... وقتی نمازهای نوافل و ظهر وعصر را خواندی بعد از آن 4 رکعت نماز بخوان. بطوریکه در رکعت اول فاتحة الکتاب را خوانده و بعد از آن ده مرتبه سوره قدر را می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره جحد را می خوانی و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید را می خوانی و در رکعت جهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره های ناس و فلق و را می خوانی، بعد از آنکه از خواندن نماز فارغ شدی سجده شکر بجا آورده و در آن سجده از خدا می خواهی تا خدا گناهان پنجاه ساله ات را بیامرزد.»
این نماز در حالی توصیه شده است که معمولاً هم در گذشته و هم در حال گروهی از مردم با ورود به نوروز به قدری از معنویات غافل می شوند که گویا خبر دیگری نیست.
مع الوصف تاکید بر آنست که اسلام نوروز را پذیرفته اما به آن جهت داده است. باید از آمدن بهار درس معاد آموخت، باید پیش از آمدن نوروز خانه تکانی کرد و خانه را از خبث و گرد غبار،و دل و قلب و روح را با غسل نوروز از حدث پاک کرد ، باید هنگام سال تحویل دعای:
یا مقلب القلوب والابصار
یـا مـدبـر الـیـل و الـنـهـار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
را با خلوص نیت در مکانهای مقدس و یا در هر جایی با وضو و رو به قبله، به یمن ورود به سال جدید خواند، باید هنگام سال جدید به یاد مستمندان و بیچارگان افتاد.
التماس دعا
11 ماه گذشت....
بعضیها دلشون شکست....
بعضیها دل شکوندن ....
خیلی ها عاشق شدن.....
و خیلی ها تنها......
خیلی ها از بینمون رفتن.....
خیلیها بینمون اومدن.....
گریه کردیم و خندیدیم....
زندگی برخلاف آرزوهامون گذشت....
تقریبا3روز مونده3 روز از اون همه خاطره ها.... آرزو دارم نوروزی که پیش رو داریم آغاز روزهایی باشه که آرزو داریم......