بازیهای محلی از همه جا

بازیهای محلی از همه جا

بازیهای رایانه ای • 1392/12/08 @iamm7spy
 بازی محلی جرنگ جرنگ

بازی محلی آفتاب مهتاب چه رنگه؟

نوع بازي:‌ دسته‌جمعي، آرام و كم تحرك
تعداد بازيكنان:‌ دو نفر هم وزن و هم قد.
سن بازيكنان: 7 تا 13 سال.
و سايل بازي: ندارد.
محل بازي: فضاي باز، زمين صاف و هموار.
هدف بازي: سرگرم شدن براي مدتي كوتاه و رشد مهارت‌هاي حركتي.
شرح بازي: دو بازيكن پشت به پشت هم مي‌ايستند و دست‌هاي يكديگر را به هم قلاب مي‌كنند. آن وقتي يكي از آنها به طرف زمين خم مي‌شود. در نتيجه بازيكن دوم به حالت خوابيده، پشت او قرار مي‌گيرد، طوري كه پاهايش در هوا آويزان است. بعد نفري كه سرش به طرف زمين است،‌از نفر پشتي كه سرش به طرف آسمان است، مي‌پرسد: «آفتاب مهتاب چه رنگه؟» و او جواب مي‌دهد: «سرخ و سفيد دو رنگه». دوباره نفر پايين مي‌پرسد: «كي گفته؟» بالايي مي‌گويد: «آلاله».
بازي همين طور ادامه دارد؛ اما اين بار نفري كه خم شده، بلند مي‌شود و نفر دومي خم مي‌شود و همان شعر را بين خودشان رد و بدل مي‌كنند. شعر بالا را كودكان تهراني مي‌خوانند؛ اما در آذربايجان اين بازي «گوي ده نه وار؟» نام دارد. يعني تو آسمان چي هست؟ و به جاي شعر بالا، شعر زير را مي‌خوانند:
ـ‌گوي ده نه وار؟ (تو آسمون چي هست؟)
ـ‌گوي مينجيقي. (منجوق آسمون).
ـ پرده نه واره. (روي زمين چي هست؟)
ـ‌ پرمينجيقي. (منجوق زميني).
ـ آدون ندي؟ (اسمت چيه؟)
ـ ‌كرخانا. (كارخانه؟)
ـ گوتي مني مينديرداما. (پس منو ببر پشت بوم).
در كرمانشاهان هم شعر را به زبان محلي كردي مي‌خوانند:
ـ نافه رفه،‌ پشت رقه. (نان خشكه، پشتم خشكه).
ـ آي چقچقه.(2) چقچقه. (آي رنگ زرد،‌ آي رنگ زرد).
ـ امشو شوه، ما نگاه شوه. (امشب شبه، مهتاب شبه).
ـ سوردوتيه كيخسروه. (عروسي دختر كيخسروه).
توضيح:
(1): آفتاب مهتاب چه رنگه،‌ يكي از قديمي‌ترين بازي‌هاي ايران است؛ اما شعر و اسم بازي در نواحي مختلف ايران متفاوت است.
(2): چقچقه، گياهي زرد رنگ است كه در دشت‌هاي ماهيدشت كرمانشاه مي‌رويد و براي رنگرزي پشم به كار مي‌رود. وقتي خشك مي‌شود، خش خش مي‌كند، به همين دليل به آن چقچقه مي‌گويند.

اين بازي مخصوص دختران بود به اين صورت كه همگي جمع مي‌شدند و يك نفر را با عنوان رئيس انتخاب مي‌كردند اين بازي به صورت نشسته انجام مي‌گيرد.

بعد رئيس يك سنگ كوچك را برداشته و سنگ را زير خاكي كه در زير پاي دختران بود مي‌گذاشت به طوري كه كسي نبايد مي‌فهميد كه رئيس سنگ را زير پاي چه كسي پنهان كرده است بعد دختران بلند شده و هر كدام خاك مخصوص به خود را جستجو كرده كه سنگ را پيدا كند. زير پاي هر كه بود مي‌بايد دنبال بقيه مي‌دويد تا الي آخر.

لِپَر بازی
چند نفر (در حدود 5 نفر) هر کدام کف کفشی یا کف گیوه ای را در دست می گیرند,و درجایی که ابتدای بازی است و با خطی مشخص شده است می ایستند.چند عدد باطری یا چیزی که گرد باشد را روی خط قرار میدهند و با کف کفش به آن می زنند هرچند متر که باطری حرکت می کرد از نقطه شروع با پا به صورت گام به گام می شمرند, هرکس که بیشتر قوه را حرکت داده بود برنده میشد و هرکس که کمتر قوه را حرکت داده بود میبایست نفر برتر را از آخر نقطه بازی کول کرده تا نقطه شروع بازی بیاورد و دوباره بازی از نو شروع میشد.

کلاه پرک
این بازی شبیه بازی کمربند بازی است فقط به جای حفاظت از کمربند ,شال یا کلاهی برسر میگذاشتند و از آن حفاظت می کردند.

بالا بلندی
در این بازی که شبیه بازی گرگم به هواست کودکان با دویدن به دنبال یکدیگر سعی میکردند یکدیگر را گرفته و بازی را ببرند اگر فردی که به دنبالش می دویدند سریع بر روی بک بلندی خودش را می رساند به او کاری نداشتند و دنبال نفر بعدی گروه می کردند.

کلاه بازی (نوع اول)

اهداف بازی: افزایش سرعت، چابکی و استقامت قلبی، تنفسی و عضلانی

تعداد بازیکنان: ۶ نفر به بالا

ابزار بازی: یک عدد کلاه

محوطه بازی: فضای باز

▪ شرح بازی:

بعد از قرعه کشی به روش گل یا پوچ، یک نفر به عنوان بازنده تعیین می شود و شخص بازنده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و خودش هم بدون این که از دایره بیرون برود از کلاهش دفاع کند، او می تواند در داخل دایره راه برود و یا بدود اگر او بتواند یکی از افراد بیرون دایره را با پا بزند، جایش را با او عوض می کند و شخص ضربه خورده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از کلاه دفاع کند، ولی اگر نتواند با پایش به افراد بیرون دایره ضربه بزند، بازیکنان که به صورت پراکنده بیرون دایره هستند، سعی می کنند که با پا کلاه را از خط دایره بیرون ببرند. اگر بازیکنی موفق شود کلاه را بیرون از دایره بیندازد، همه بازیکنان به سمت کلاه می دوند و آن را با پا شوت و سعی می کنند کلاه را از شخصی که داخل دایره بود، دور کنند. شخصی که کلاهش ربوده شده، به دنبال کلاهش می دود و سعی می کند که کلاهش را از دیگران بگیرد؛ اگر به کلاهش برسد و آن را از چنگ دیگران درآورد، می تواند با کلاهش بازیکنان را هدف قرار دهد و اگر بتواند با کلاه به دیگر بازیکنان ضربه بزند فرد ضربه خورده باید داخل دایره برود و کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از آن دفاع کنند.

▪ یادآوری:

۱) در بازی گاهی اوقات شخص موفق می شود کلاهش را در ۳ یا ۴ متری دایره از دیگران پس بگیرد و گاهی اوقات این فاصله تا صد متر هم می رسد.

۲) در این بازی از دست ها به هیچ عنوان استفاده نمی شود مگر زمانی که شخص کلاهش را از دیگران می گیرد.

۳) بازی تا زمانی که بازیکنان خسته شوند ادامه دارد.

● کلاه بازی (نوع دوم)

اهداف بازی: افزایش استقامت قلبی تنفسی، هماهنگی عصبی عضلانی، چابکی و سرعت

تعداد بازیکنان: ۴ تا ۱۲ نفر

ابزار بازی: کلاه به تعداد نیمی از بازیکنان

محوطه بازی: فضای باز

▪ شرح بازی:

این بازی در گذشته های بسیار دور در روستاها با توجه به نبود امکانات صدا و سیما بین جوانان و میانسالان رواج داشته است، به ویژه در تعطیلات فروردین ماه به اوج خود می رسید. علاوه بر این، نوجوانان و کوچکترها و مردم عادی زیادی به تماشای این بازی رغبت نشان می دادند و با علاقه بسیاری به تماشای آن می نشستند و برد و باخت در این بازی بسیار اهمیت داشت و گاهی به رقابت های محلی و خانوادگی تبدیل می شد.

بازی با گروه بندی بین جوانان آغاز می شود، قبل از بازی، دایره ای به قطر ۴ متر روی زمین رسم می کنند. بعد از قرعه کشی و تعیین گروه آغاز کننده بازی، گروه بازنده در حالی که بر سرشان کلاهی نهاده اند در وسط دایره قرار می گیرند. گروه بیرون دایره در اطراف دایره به طور مستمر حرکت و سعی می کنند، کلاه یکی از بازیکنان را بربایند، گروه مقابل نیز علاوه بر محافظت از کلاه، در حالی که یک پایشان در وسط دایره است با پای دیگر به افراد حریف ضربه می زنند و در صورت موفقیت برنده می شوند و باید جایشان را تعویض کنند. ولی در صورت موفق نبودنشان باید هم چنان در وسط دایره بمانند.

از طرف دیگر گروه بیرون دایره، اگر کلاه یکی از بازیکنان را بردارند به سرعت به طرف جایگاهی که به عنوان نشانه و به زبان محلی «ملته» در نظر گرفته اند، می دوند؛ بازیکنان داخل دایره آن ها را تعقیب می کنند اگر بتوانند به آن ها برسند، کلاه را از آن ها می گیرند و جایزه اش این است که بیرون دایره قرار می گیرند و گروه مخالف باید به وسط دایره بروند، ولی در صورت ناتوانی در گرفتن کلاه حریفان شان کلاه را به نشانه می رسانند، یک امتیاز می گیرند و دوباره به همان روش بازی آغاز می شود و گروه بازنده دوباره باید وسط دایره قرار بگیرند.

این بازی به همین روش ادامه پیدا می کند در پایان تعداد امتیازها را می شمارند، هر گروهی که امتیاز بیشتری کسب کرده باشند، برنده بازی اعلام می شود و اعضای گروه جایزه ای از حریف دریافت می کنند.

يك نفر به انتخاب ديگران اوستا (يا اوسا) مي شود و همه به شكل دايره در كنار هم مي نشينند و انگشتهاي اشاره خود را روي نقطه اي در كنار هم قرار مي دهند.

وقتي اوستا مي گويد: «اوستابدوش» انگشت خود را به شكل مستقيم عقب مي كشد و بقيه هم اين كار را انجام ميدهند. اگر اوستا از روي عمد بگويد: «زن اوستاندوش» و كسي انگشت خود را عقب بكشدبازنده حساب مي شود و طبق قرار بازيكنان تنبيه مي شود. اين بازي دقت و سرعت عمل رادر بچه ها بالا مي برد

بازی محلی استانه مام که چوب بازیه،به جزاین بازیه دیگه ایم داریم؟؟؟؟؟؟؟؟

هُوپَ هُوپَک بازیکنان گرد مى‌نشینند و همزمان دهان‌هاى خود را پر از باد مى‌کنند و مى‌گویند هوپ و نفس خود را نگه مى‌دارند. کسى حق ندارد بخندد یا حرکتى بکند. آن‌گاه سردسته حرکتى را شروع مى‌کند و بازیکنان بى‌آنکه بخندند یا حرکتى بکنند باید از سردسته تقلید کنند و اگر کسى بخندد یا حرف بزند او را به وسط دایره مى‌آورند و باید چشم بگذارد و سایرین دست‌ها را بالاى سر او بگیرند . سپس از او مى‌پرسند: "تپ تپو دست کى بالا دست." اگر کسى که چشم گذاشته درست حدس زد او را آزاد مى‌کنند و اگر اشتباه گفت شروع مى‌کنند به اذیت کردن او و همان شعر را خواندن. آن‌قدر این کار ادامه پیدا مى‌کند تا بازیکن درست حدس بزند. آن‌گاه بازى از اول آغاز مى‌شود .
لال‌بازى (شهرکرد ) یک نفر استاد مى‌شود. باقى بازیکنان ساکت مى‌نشینند و استاد بازى را شروع مى‌کند. در مدتى که بازى جریان دارد، هیچ‌کس حق حرف‌زدن یا خندیدن را ندارد. کسانى که نتوانند این قانون را رعایت کنند، تنبیه خواهند شد. مثلاً کنار دیوار به صورتى‌که یک پا یا یک دست خود را بالا نگه‌ داشته‌اند، مى‌ایستند. روال بازى به این ترتیب است که استاد کارى را انجام مى‌دهد و باقى هم باید عین کار او را تکرار کنند. کسانى که بخندند یا نتوانند بازى را تکرار کنند، مى‌سوزند و در آخر استاد و یکى از بازیکنان باقى مى‌مانند و هرکدام سعى مى‌کند دیگرى را شکست بدهد. در آخر یک نفر برنده مى‌‌شود .
کیه‌کیه در مى‌زنه؟ ( شهرکرد - بروجن ) دو نفر از حاضران با تنبک و دایره مجلس را گرم مى‌کنند. یکى از حاضران مادر مى‌شود و نفر دیگر هم نقش دختر را بازى مى‌کند. داستان شرح رفتارهاى دخترى است که دوستان زیادى دارد و هرگاه یکى از میهمانان وى از راه مى‌رسد و در مى‌زند، مادر با شعر از دختر مى‌پرسد که کیست؟ و دختر هم با شعر نام میهمان خود را مى‌گوید. بعد مادر و دختر هر دو شروع به رقصیدن مى‌کنند و در حال رقص همراه با شعر با هم گفت‌وگو مى‌کنند .