شیر علی مردان خان

شیر علی مردان خان

بزرگان، شعرا و نویسندگان • 1392/12/08 @administrator
شیر علی مردان خان
روز اعدام جامه‌ای زیبا بر تن کرده و سرو رویی آراسته داشت، با گام‌های بلند و استوار و قامتی رسا به قتلگاه نزدیک شد. وقتی یکی از دژخیمان می‌خواست چشم‌هایش را به هنگام اعدام ببندد، به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال می‌کند، من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم، چرا که تاکنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

به گزارش «تابناک»، آنچه می‌خوانید بخشی از زندگانی و مبارزات علی‌مردان‌خان بختیاری «شیرعلی مردان» است که در نبرد چهل و چهار روزه ـ که به جنگ «سفید دشت» معروف است ـ رهبری قیام را بر عهده داشت و در اذهان عموم و تاریخ بختیاری، یکی از بی‌نظیر‌ترین و اصیل‌ترین قیام‌های مردی و به یادماندنی‌ترین حماسه و صحنهٔ مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است.
شرح کامل مطلب را در اینجا بخوانید.

خاندان و نسب

علی‌مردان خان‌ یا شیرعلی‌مردان در سال ۱۲۷۲ شمسی متولد شد. پدرش علیقلی‌خان در بین طوایف زیادی از چهارلَنگ نفوذ داشت و در بین هفت لَنگ‌ها نیز جایگاه خاصی داشت. وی از نوادگان ابدال‌خان معروف (رقیب آغا‌محمد‌خان قاجار) بود. مادر علی‌مردان‌خان، سردار بی‌بی مریم، دختر حسینقلی‌خان، ایلخان کل بختیاری است. بی‌بی مریم نُه سال بیشتر نداشت که پدرش به دست ظل‌السلطان به شهادت رسید.

آغاز قیام

در بهار سال ۱۳۰۸ شمسی، تعدیات و ظلم و ستم رضا شاه، خون علی‌مردان‌خان و بسیاری از مردان ایل را به جوش آورده بود. از دست دادن گله و احشام، کنار گذاشتن اسب و تفنگ، زندگی زیر سقف خانه‌ای که در مکانی نامناسب بنا شده و به آن عادت نداشتند، گذاشتن کلاه پهلوی بر سر، پرداخت مالیات‌های سنگین، دوری از ایل و خدمت به رضا شاه و ده‌ها تصور دیگر چون خوره به جان جوانان بختیاری افتاد و از این همه ظلم و اجحاف به ستوه آمده بودند.

فقط منتظر تلنگری بودند تا به پا خیزند و ‌علیه ظلم رضا شاه وارد جنگ شوند. علی‌مردان‌خان در گرمسیر (خوزستان) با مردان ایل خود به شور می‌نشیند تا ببیند در قیام او را همراهی می‌کنند؟ مردان ایلیاتی که تا کنون این چنین مورد تحقیر و ظلم واقع نشده بودند، مردانه هم‌قسم شدند ‌تا پای جان او را همراهی خواهند کرد. به سرعت طوایف دیگری از چهارلَنگ و هفت لَنگ به او پیوستند. بسیاری از خوانین جوان نیز همدل و همصدا با او طوایف را تحریک و تشویق نمودند که با وی همراه شوند.

در حوالی «پیر غار» در فارسان چهار محال بختیاری، علی‌مردان‌خان انگیزه و هدف قیام خود را تشریح کرد و رزمندگان، عهد و پیمان بستند ‌تا آخرین نفس و تا جان در بدن دارند، برای نابودی رضاشاه «قاطرچی» بجنگند. «هیأت اجتماعیه بختیاری» متشکل از دوازده تن ‌از سران و کلانتران بختیاری تشکیل شد تا با نظارت هیأت مزبور سازماندهی نیرو‌ها انجام گیرد و عملیات رهبری شود و با هدف استیفای حقوق از دست رفتهٔ عشایر بختیاری و ملت ایران، مبارزه را آغاز کنند.

جوانان بختیاری برای اثبات وفاداری و پایبندی به قیام به قرآن سوگند خورده و برخی مهر و امضا کردند. علی‌مردان‌خان سپس رهسپار «فریدن» شد تا طوایف چهارلَنگِ ساکن فریدن اصفهان را برای همراهی قیام فراخوانَد.شهیدی که با چشمان باز به استقبال اعدام رفت

«امیر جنگ»، «سردار ظفر»، «سردار محتشم» و «مرتضی قلی خان» وارد مذاکره با علی‌مردان‌خان شدند، اما خوانین مسن نتوانستند خان جوان را قانع و از تصمیمش منصرف کنند. تقریباً تمام بختیاری‌ها اختلافات را کنار گذاشتند و با رهبر قیام همراه شدند. تنها «جعفر قلی خان، سردار اسعد سوم (معروف به سردار بهادر)» که وزیر جنگ بود، حرکت و اقدام آشکاری در حمایت از قیام نداشت. البته آن هم بعداً به او بدگمان شدند که در خفا به بختیاری‌ها اسلحه و مهمات ‌می‌فرستد و همین بدگمانی‌ها بعد‌ها باعث دستگیری، خلع از قدرت و محکومیت به مرگ وی شد.

بیشتر خوانیین بختیاری نیز پنهانی به علی‌مردان کمک و از وی پشتیبانی می‌کردند. اردوی بختیاری در ۱۵ خرداد ۱۳۰۸ شمسی روانهٔ شهر کرد شد. قبل از ورود به شهر به مأموران دولتی و نظامیان اخطار شد که شهر را ترک کنند.

سرهنگ «صادق خان» حاکم نظامی شهر کرد که به مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت، با پنجاه ‌نظامی، عمارت «مشهدی ابراهیم» دبیرستان و ژاندارمری را سنگربندی کردند، رؤسای ادارات نیز در این اماکن متمرکز شدند. اما با بررسی اوضاع و گزارش‌های رسیده کارکنان و اموال ادارات به بروجن منتقل شدند و نیروی نظامی نتوانست در مقابل غیرت و شجاعت جوانان بختیاری مقاومت کند.

شهر تخلیه شد و در ‌۲۷ خرداد ۱۳۰۸ شمسی علی‌مردان‌خان، با نیرو‌هایش که تعداد آن‌ها ۲۰۰۰ تن بود و بر پرچم آنان عبارت «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله» نقش بسته بود و شعار می‌دادند «ایما‌ای خایم دینونه راست کنیم؛ جون ز ایما، مال ز ایسا» (ما می‌خواهیم دین را اصلاح کنیم، جان از ما، مال از شما) وارد شهر کرد شده و شهر را به تصرف خود درآوردند.

اماکن دولتی در اختیار رزمندگان قرار گرفت. علی‌مردان‌خان تمام قوانین دولتی که موجب تحقیر فشار و ستم به مردم بود را ملغی اعلام کرد. مالیات‌ها لغو شد، لباس و کلاه بختیاری رواج پیدا کرد و هر‌ کس کلاه پهلوی بر سر می‌گذاشت جریمه یا حبس می‌شد.

سواحل زاینده رود تا «پل کله» به تصرف بختیاری‌ها در آمد، دولت از این اقدام شجاعانه‌ی سواران بختیاری به وحشت افتاد. نیروهایی را به فرماندهی سرهنگ «محمدخان میمند» از راه تنگ «بیدکان» جهت مقابله با بختیاری‌ها اعزام نمود. سواران بختیاری به فرماندهی «نادر قلی خان» پسر سردار اشجع و «اسماعیل خان زراسوند» داماد امیر مفخم، با تصرف «تنگ انجیره» و ارتفاعات مشرف بر دشت، قوای مزبور را در «سفید دشت» به محاصره‌ی کامل درآوردند.

سروان «عبدالله هدایت» مأمور می‌شود حلقه‌‌ محاصره را بشکند، ولی رشادت رزمندگان بختیاری، باعث می‌شود تا پس از بر جای گذاشتن تلفات سنگین وادار به عقب نشینی شوند. نیروهایی که به فرماندهی سرهنگ «امین الله خان جلوه» از طرف بروجن رهسپار شهرکرد بودند، دستگیر و خلع سلاح شدند. بختیاری‌ها آنان را سوار قاطرهای لخت و بعضی را پیاده با ساز و دهل به شهر‌کرد وارد کرده و خبر شکست قشون دولتی را اعلام نمودند.

هواپیماهای جنگی تلاش کردند تا به نیروهای نظامی محاصره شده که در قلعه‌‌ «ابوالقاسم خان» در سفید دشت پناه گرفته‌اند، آذوقه برسانند؛ چند نوبت مردم بی دفاع را در شهر‌کرد و مناطق نزدیک به میدان جنگ بمباران کردند.
آقای مهندس مختاری فرد
با سلام و تشکر از مطلبی که درج فرمودید
آیا به مدیحه سرایی هایی که در دابا برای رضاشاهِ ملحدِ ملعونِ پهلوان کش می شود توجه کرده اید؟ +