سرداران شهید استان چهارمحال و بختیاری
«اولین فرمانده گردان شهید استان چهارمحال و بختیاری»
تاریخ تولد:1336
محل تولد:چلیچه
تاریخ شهادت:1362/12/28
محل شهادت:جزیره مجنون
مسئولیت:فرمانده گردان توحید تیپ44قمربنی هاشم (ع)
عنوان : تن بي سر
معلم شهید سهراب نوروزی چلیچه، فرزند علی حسین، در روز اول اردیبهشت ماه سال 1336 در شهر چلیچه در حومه شهرستان فارسان در استان چهارمحال وبختیاری به دنیا آمد.
پس از طی دوران طفولیت در سن 7 سالگی ( مهر ماه سال 1344) به مدرسه رفت.
سهراب نه ساله بود که مادرش وفات نمود.
او در دوره نوجوانی به امور مختلف کشاورزی و دامداری می پرداخت.
تا پایان دوره راهنمایی را در زادگاهش گذراند و سپس وارد دانشسرای تربیت معلم شد.
پس از گذراندن تحصیلات خود وارد آموزش و پرورش شد و در دور افتاده ترین روستاهای استان خدمت نمود.
او دارای دیدگاه های انقلابی و اندیشه های ناب مذهبی و پیرو نهضت امام خمینی (ره) بود.
وی در سن 21 سالگی در زادگاهش ازدواج نمود و صاحب دو فرزند پسر و یک فرزند دختر شد.
با آغاز جنگ تحمیلی پس از گذراندن یک دوره آموزش نظامی در کمیته انقلاب اسلامی شهرستان فارسان به عنوان رزمنده به جبهه اعزام شد.
پس از طی دوره های آموزش فرماندهی در تهران به عنوان یکی از فرماندهان طرح لبیک یا خمینی در پادگان اصفهان برگزیده شد.
سهراب نوروزی در زمستان سال 1362 و آغاز آفند بزرگ ایران علیه دشمن متجاوز – عملیات خیبر- در تیپ 44 قمر بنی هاشم به جزیره مجنون اعزام شد و به عنوان فرمانده گردان به جهاد و مبارزه در راه وطن اسلامی پرداخت.
او فرمانده گردانی بود که در اسفند ماه سال 1362 به مدت پنج روز، مقاومت دلیرانه ای در برابر تانکهای عراق در خط مقدم جزیره پشت سر گذاشته بود.
او و همرزمانش تجهیزات خود از جمله ماسکها را به نیروهای تازه وارد داده و آماده خروج از جزیره بودندکه در بعدازظهر 19/12/62 هدف بمباران شیمیایی 3 فروند هواپیمای عراقی قرار گرفتند و به همین علت همگی شدیداً آسیب دیدند.
بمب در فاصله چند متری وی اصابت کرده بود به طوری که لباسهایش به ذرات سیاه رنگ مایع خردل آغشته شده بود. به دلیل کمبود نسبی وسیله نقلیه هوایی و آبی و نیز فعالیت توپخانه دشمن، این فرمانده
و عدهای دیگر، پنج ساعت بعد موفق به خروج از جزیره شدند.
مطابق نظر پزشک معالج؛ در ابتدای مراجعه به نقاهتگاه تختی حالت گنگی و گیجی داشت.
از نظر ریوی دیسترس تنفسی شدید، سیانوز، تاکی پنه، تاکی کاردی و رالهای منتشر ریوی داشت. پس از گذشت 24 ساعت تاولهای بزرگ و متعددی حدود 60% بدن وی را فرا گرفت.
درمانهای معمول تاثیری در بهبودی بیمار نداشت. تدریجاً گیجی و ضعف بیمار شدیدتر شد و ناراحتی تنفسی همچنان به شدت وجود داشت.
در ابتدا بیمار لوکوسیتوز 23000 و هموگلوبین 19-18 داشت. با توجه به وخامت حال عمومی، بیمار از I.C.U. نقاهتگاه تختی به بیمارستان گلستان اهواز منتقل شد.
لوکوسیت بیمار در آنجا به حدود 300 رسید. بیمار تاکی کاردی شدید 150-130 داشت که احتمالاً با مسمومیت شدید توجیه می شد و بعید به نظر می رسید که با وضعیت دهیدراتاسیون و نارسایی قلبی بیمار رابطه ای داشته باشد.
دو روز بعد آمفیزم زیرجلدی در سرتاسر پوست قفسه سینه احساس شد.
سرانجام در روز بیست و هشتم اسفند ماه سال 1362 با لوکوسیت 150 و علیرغم تزریق خونهای تازه به شهادت رسید.
شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات