سرداران شهید استان چهارمحال و بختیاری
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب دفاع مقدس سرداران شهید استان چهارمحال و بختیاری
آرشیو تاپیک

سرداران شهید استان چهارمحال و بختیاری

دفاع مقدس • 1392/12/04 @beraherouhollah
سرداران شهید استان چهارمحال و بختیاری
فرمانده محور جبهه ی شوش ولادت: 1335/8/16 محل تولد: روستای هرچگان شهادت: 1359/10/1 محل شهادت: جبهه ی شوش دشمن در کمین است. یا باید زیر سلطه جهان خواران برویم، یا این که بجنگیم تا اسلام را زنده کنیم و همه مستضعفان جهان را از زیر یوغ ابرقدرت ها بیرون ببریم. پس، اول جهاد اکبر و بعد جهاد اصغر در راه رضای خدای تبارک و تعالی...
فرمانده اطلاعات و عملیات تیپ 17 علی ابن ابی طالب(ع) ولادت: 1335/1/6 محل تولد: روستای آلیکوه (شهرستان اردل) شهادت: 1360/10/30 محل شهادت: جبهه ی شوش خدایا چگونه به مرگ بیندیشم در صورتی که توشه راه قیامتمفنا شده و از دست رفته است. خدایا اگر مرگ به من اجازه ندهد چه مسولیتی را برای تو ادا کرده ام. خدایا! یارب! ای کسی که تمام خوبی ها موجب رضای توست و سرکشی ها و عصیان موجب خشم توست، به درگاه تو پناه آوردم و طلب مغفرت می کنم. ببخش مرا و در زمره نیکانت قرار ده، گرچه لیاقت آن را ندارم...
سردار شهید سهراب نوروزی

«اولین فرمانده گردان شهید استان چهارمحال و بختیاری»

تاریخ تولد:1336
محل تولد:چلیچه
تاریخ شهادت:1362/12/28
محل شهادت:جزیره مجنون
مسئولیت:فرمانده گردان توحید تیپ44قمربنی هاشم (ع)

عنوان : تن بي سر

معلم شهید سهراب نوروزی چلیچه، فرزند علی حسین، در روز اول اردیبهشت ماه سال 1336 در شهر چلیچه در حومه شهرستان فارسان در استان چهارمحال وبختیاری به دنیا آمد.

پس از طی دوران طفولیت در سن 7 سالگی ( مهر ماه سال 1344) به مدرسه رفت.

سهراب نه ساله بود که مادرش وفات نمود.

او در دوره نوجوانی به امور مختلف کشاورزی و دامداری می پرداخت.

تا پایان دوره راهنمایی را در زادگاهش گذراند و سپس وارد دانشسرای تربیت معلم شد.

پس از گذراندن تحصیلات خود وارد آموزش و پرورش شد و در دور افتاده ترین روستاهای استان خدمت نمود.

او دارای دیدگاه های انقلابی و اندیشه های ناب مذهبی و پیرو نهضت امام خمینی (ره) بود.

وی در سن 21 سالگی در زادگاهش ازدواج نمود و صاحب دو فرزند پسر و یک فرزند دختر شد.

با آغاز جنگ تحمیلی پس از گذراندن یک دوره آموزش نظامی در کمیته انقلاب اسلامی شهرستان فارسان به عنوان رزمنده به جبهه اعزام شد.

پس از طی دوره های آموزش فرماندهی در تهران به عنوان یکی از فرماندهان طرح لبیک یا خمینی در پادگان اصفهان برگزیده شد.

سهراب نوروزی در زمستان سال 1362 و آغاز آفند بزرگ ایران علیه دشمن متجاوز – عملیات خیبر- در تیپ 44 قمر بنی هاشم به جزیره مجنون اعزام شد و به عنوان فرمانده گردان به جهاد و مبارزه در راه وطن اسلامی پرداخت.

او فرمانده گردانی بود که در اسفند ماه سال 1362 به مدت پنج روز، مقاومت دلیرانه ای در برابر تانکهای عراق در خط مقدم جزیره پشت سر گذاشته بود.

او و همرزمانش تجهیزات خود از جمله ماسکها را به نیروهای تازه وارد داده و آماده خروج از جزیره بودندکه در بعدازظهر 19/12/62 هدف بمباران شیمیایی 3 فروند هواپیمای عراقی قرار گرفتند و به همین علت همگی شدیداً آسیب دیدند.

بمب در فاصله چند متری وی اصابت کرده بود به طوری که لباسهایش به ذرات سیاه رنگ مایع خردل آغشته شده بود. به دلیل کمبود نسبی وسیله نقلیه هوایی و آبی و نیز فعالیت توپخانه دشمن، این فرمانده

و عدهای دیگر، پنج ساعت بعد موفق به خروج از جزیره شدند.

مطابق نظر پزشک معالج؛ در ابتدای مراجعه به نقاهتگاه تختی حالت گنگی و گیجی داشت.

از نظر ریوی دیسترس تنفسی شدید، سیانوز، تاکی پنه، تاکی کاردی و رالهای منتشر ریوی داشت. پس از گذشت 24 ساعت تاولهای بزرگ و متعددی حدود 60% بدن وی را فرا گرفت.

درمانهای معمول تاثیری در بهبودی بیمار نداشت. تدریجاً گیجی و ضعف بیمار شدیدتر شد و ناراحتی تنفسی همچنان به شدت وجود داشت.

در ابتدا بیمار لوکوسیتوز 23000 و هموگلوبین 19-18 داشت. با توجه به وخامت حال عمومی، بیمار از I.C.U. نقاهتگاه تختی به بیمارستان گلستان اهواز منتقل شد.

لوکوسیت بیمار در آنجا به حدود 300 رسید. بیمار تاکی کاردی شدید 150-130 داشت که احتمالاً با مسمومیت شدید توجیه می شد و بعید به نظر می رسید که با وضعیت دهیدراتاسیون و نارسایی قلبی بیمار رابطه ای داشته باشد.

دو روز بعد آمفیزم زیرجلدی در سرتاسر پوست قفسه سینه احساس شد.

سرانجام در روز بیست و هشتم اسفند ماه سال 1362 با لوکوسیت 150 و علیرغم تزریق خونهای تازه به شهادت رسید.

شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات

فرمانده اطلاعات و عملیات تیپ مستقل 44 قمر بنی هاشم(ع) ولادت: 1339/5/1 محل تولد: لردگان شهادت: 1364/11/22 محل شهادت: اروندکنار خداوندا تو شاهد هستی که فقط برای پایدای دینت پا به میدان می گذارم، چرا که دین و قرآن توست که سعادت و خوشبختی را برای مسلمانان به ارمغان می آورد و دین توست که خواهان نابودی ستمگران و حامی مظلومان است. خداوندا در آخرین لحظه ای که گلوله دشمن قلبم را شکافت، ذکر و یادت را از ما دور نگردان، چون با یاد تو درد را فراموش کرده و با آرامش خاطر، جان ناقابلم را تسلیم ملکوت اعلی خواهم کرد.