مشاعره با ضرب المثل

مشاعره با ضرب المثل

شعر و داستان • 1392/11/30 @nafas59
مشاعره با ضرب المثل
از اسم تاپیک که معلومه منظور چیه...
یه نفر ضرب المثل میگه نفر بعدی با حرف آخر اون ضرب المثل یه ضرب المثل دیگه میگه...
امیدوارم خوشتون بیاد و استقبال کنید...
خب اول خودم میگم:
دوست آن باشد که گیرد دست دوست،در پریشان حالی و درماندگی
یا زنگی زنگ باش یا رومی روم
و
روز از نو روزی از نو

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلی سخته خب
وقتي كه جيك جيك مستونت بود ياد زمستونت نبود ؟!
در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست !
هر که بامش بیش برفش بیشتر

اینا استانی اند


خر قهفرخی ها قاطی خر شهرکی ها شده

تفنگچی کم بید یکی ام از فزرت آباد آوردن

زبون خر را کودکش با چهار وادار بلده

سازیش کردیم دوول رو انداخت گل کول خودمون

فاطولی از بس قشنگ بید توتولی ام در آورد

مثل کبوتر ها عربی آب و دون شا اینجا می خوره چلغوزشا یکجا دیگه میکنه

نه پنیر قاطق نون میشه نه دوماد برای ادم اقوام

یا گاگا میشه یا لیلی

اردک نمیتونه پا غاز ورکنه اگر ورکنه پاش میشکنه

تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه !
تا تنور گرمه نون و بچسبون !
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد !