دهکده طنز دابا
دهکده طنز دابا
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست,
شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي،
آخرين فرصت همراهي ماست
پس بیاین در کنار هم بخندیم اگه خنده هم نشد یه لبخند کوچیک ..........سعی من تو این تاپیک نشون لبخند روی لبان شماست
پس لطفا بدون لبخند یا خنده خارج نشوید ودر ضمن اولین لبخند که رو لباتون نشست لایک یادتون نره.......
ولنتاین چیست ؟
دادن یک خرس کوچک به یک خرس گنده !
ﺯﻥ ﺑﺎﺱ ﻭﺳﻂ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﺶ ﯾﻬﻮ ﺑﺰﻧﻪ ﺷﺒﮑﻪ ﻭﺭﺯﺵ ﺑﮕﻪ ﻋﺸﻘﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ !
ﺍﯾﻨﺎ ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ، ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﻦ بدبختاااا …
ﺍﯾﻨﺎ ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ، ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﻦ بدبختاااا …
وقتی دیدین یه دختر ریمل نزده بدونین نقشه کشیده یه جا گریه کنه تا کارش راه بیفته …
اینا که من میگم همش درس زندگیه ، یاد بگیرید تا شاید رستگار شوید !
اینا که من میگم همش درس زندگیه ، یاد بگیرید تا شاید رستگار شوید !
میری حموم آب داغو وا میکنی چهارصد ساعت وامیستی تا داغ شه ، حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو وا کنی ، تو بیست صدم ثانیه میرسه به ۱۲۰درجه سانتی گراد !
یــــــادتونه ؟
تو نمیکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز :|
یــــــادتونه ؟
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوش رنگتر میشد !
یــــــادتونه ؟
موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم !
یــــــادتونه ؟
یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود ، هرکی از اونا داشت خیلی باکلاس بود !
یــــــادتونه ؟
پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف میشد !
یــــــادتونه ؟
گوشه ی پایین ورق های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن !
یــــــادتونه ؟
زنگ تفریح که تمام میشد مامورای آب خوری دیگه نمیزاشتن آب بخوریم !
یــــــادتونه ؟
تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم !
یــــــادتونه ؟
سر کلاس وقتی گچ تمام میشد خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه برین از دفتر گچ بیاریم ، همیشه گچهای رنگی زیر دست معلم میشکست !
یــــــادتونه ؟
قدیما که تلویزیون کنترل نداشت یکی مجبور بود پای تلویزیون بخوابه کانالا رو با پاش عوض کنه !
یــــــادتونه ؟
مچ دستمون رو گاز میگرفتیم با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت میکشیدیم !
یــــــادتونه ؟
وقتی حوصله درس نداشتیم الکی اجازه میگرفتیم میرفتیم دم سطل آشغال که مدادمون رو بتراشیم !
یــــــادتونه ؟
دوست داشتیم مبصر صف بشیم که پای بچه هارو سر صف جفت کنیم !
یــــــادتونه ؟
روزای سرد و بارانی ناظم میگفت مستقیم برین کلاس !
یــــــادتونه ؟
وایمیسادیم تو صف بعد ناظممون میگفت یه جوری بگین مرگ بر آمریکا تا صداتون برسه آمریکا ؛ ما هم ابله فکر میکردیم آمریکا همین کوچه بغلیه از ته جیییییییییییگرمون داد میزدیم !
یــــــادتونه ؟
وقتی مشقمون رو ننوشته بودیم معلم که میگفت کو مشقت الکی تو کیفمون رو میگشتیم میگفتیم یادمون رفته !
یــــــادتونه ؟
آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیدیم درستون کجاست اونا یکی عقب تر باشن !
یــــــادتــونـــــــــــــــــــــه چـقـــدر شــــــیــــــریــن بـــــــود !!!
تو نمیکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز :|
یــــــادتونه ؟
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوش رنگتر میشد !
یــــــادتونه ؟
موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم !
یــــــادتونه ؟
یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود ، هرکی از اونا داشت خیلی باکلاس بود !
یــــــادتونه ؟
پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف میشد !
یــــــادتونه ؟
گوشه ی پایین ورق های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن !
یــــــادتونه ؟
زنگ تفریح که تمام میشد مامورای آب خوری دیگه نمیزاشتن آب بخوریم !
یــــــادتونه ؟
تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم !
یــــــادتونه ؟
سر کلاس وقتی گچ تمام میشد خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه برین از دفتر گچ بیاریم ، همیشه گچهای رنگی زیر دست معلم میشکست !
یــــــادتونه ؟
قدیما که تلویزیون کنترل نداشت یکی مجبور بود پای تلویزیون بخوابه کانالا رو با پاش عوض کنه !
یــــــادتونه ؟
مچ دستمون رو گاز میگرفتیم با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت میکشیدیم !
یــــــادتونه ؟
وقتی حوصله درس نداشتیم الکی اجازه میگرفتیم میرفتیم دم سطل آشغال که مدادمون رو بتراشیم !
یــــــادتونه ؟
دوست داشتیم مبصر صف بشیم که پای بچه هارو سر صف جفت کنیم !
یــــــادتونه ؟
روزای سرد و بارانی ناظم میگفت مستقیم برین کلاس !
یــــــادتونه ؟
وایمیسادیم تو صف بعد ناظممون میگفت یه جوری بگین مرگ بر آمریکا تا صداتون برسه آمریکا ؛ ما هم ابله فکر میکردیم آمریکا همین کوچه بغلیه از ته جیییییییییییگرمون داد میزدیم !
یــــــادتونه ؟
وقتی مشقمون رو ننوشته بودیم معلم که میگفت کو مشقت الکی تو کیفمون رو میگشتیم میگفتیم یادمون رفته !
یــــــادتونه ؟
آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیدیم درستون کجاست اونا یکی عقب تر باشن !
یــــــادتــونـــــــــــــــــــــه چـقـــدر شــــــیــــــریــن بـــــــود !!!
ضدحال بزرگ برای یه مادر اینه که
۹ماه دوران بارداری رو تحمل کنه بچه که به دنیا اومد شبیه عمش بشه
۹ماه دوران بارداری رو تحمل کنه بچه که به دنیا اومد شبیه عمش بشه
قابل توجه اهالی فیس بوک و بلاگفا و اخیرا هم دابا، بعضى پسران و دختران گرامى:
کامنت؛ یعنی بنده درمورد این موضوع نظر دارم,
نه اینکه به خودت نظر دارم!:|
کامنت؛ یعنی بنده درمورد این موضوع نظر دارم,
نه اینکه به خودت نظر دارم!:|
خانمه ٢٠۶ رو زده به تیر برق ماشین نصف شده به افسره میگه یعنی اشتباه از من بوده؟ افسره میگه نه فکر کنم علت حادثه خوابآلودگی تیر برق بوده........
...
...
یه جور پستامو لایک نمیکنین انگار عشق اولتون بودم
یهو خطمو عوض کردم :|
یهو خطمو عوض کردم :|