چشم انتظارم با چشمانی خیس

چشم انتظارم با چشمانی خیس

منتظران مهدی • 1392/11/25 @mb13
چشم انتظارم با چشمانی خیس
دوباره نزدیک اسفند که میشود دلم هوایی آمدنت میشود
با این تفاوت که دیگر این روزها روی ماه گنبد فیروزه ایت را از نزدیک ها نمیبینم وفقط کور سوی نوری از امید که شاید نوکرریمان مقبول افتاده باشد وقتی دست نیاز به آسمان میبرم تورا شفیع قرار میدهم یاز ....
وباز هم انشب وچه شب دل انگیزی که سه شنبه شب ...
دلم آرام وقرار نداشت مادرم تازه به خواب رفته بود ...
جایی برای ابراز نیاز و اشک ولابه نداشتم جز گوشه ای که نوری اندک میامد
این بار چهارده تن را شفیع قرار دادم در بی قراریم و هنگامی که به شفیع چهاردهم رسیدم
یعنی تو
یعنی امام خوبی ها و محبت ها دوباره به امید ترحمی براین نوکر درگه خواستم که بخواهی از باریتعالی شفاء مادرم را
ودر همان حوالی چشمم را ک ا پنجره به آسمان خیره بود نیدانم چگونه یافت و چگونه تا به حال ندیدم در این چند شب این نام را
درمان گاه ولی عصر (عج)
انگار دلم را آرام کرده باشند به نامت..
انگار که رهایم کرده باشند از بی قراری
کرم ومحبتت بیش از همیشه به دادم رسید
چه خوب مولایی هستی وچه ناشکر بودم من ...
یا اباصالح المهدی ادرکنی


پی نوشت :
بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره ....


عصریست غریب و آسمان دلگیر است

افسوس برای دل سپردن دیر است

هر روز بـهان ه ای گرفتیم و گذشت

عیب از من و توست عشق بی تقصیر است . . .

من گناه می کنم و تو جورش را می کشی ...
سندش ؟؟؟
طولانی شدن "غیبتت" ...

اللهم عجل لولیک الفرج

افسران - اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
دلم خیلی هوای جمکران کرده
روزی توخواهی آمدازکوچه های باران...

نامه ام تنها یک کلمه بود ...

آن هم :

اللهم عجل لولیک الفرج

در امتحان بندگی اش اشتباه کرد
برگ سپید دفتر دل را سیاه کرد

نشسته ام که بهاری به این خزان بدهی به غصه های دل من خودی نشان بدهی دلیل غیبت تو اشتباه های من است چقدر جای من آقا تو امتحان بدهی؟ چقدر مانده زمان تا زمان آن برسد