تلخ شيرين عبرت
تلخ شيرين عبرت
پيرمرد از صداي خروپف هر شب پيرزن شكايت داشت. پيرزن هرگز نمي پذيرفت, شبي پيرمرد ان صدا را ضبط كرد كه صبح حرفش را ثابت كند اما صبح پيرزن ديگر هرگز بيدار نشد, و ان صداي ضبط شده لالايي هر شب پيرمرد شد....
زيبا بود
خ خ خ خ ن د ی د م
ليوان پر از غم!!!
یک استاد دانشگاه کلاسش را با بالا بردن لیوانی که درونش مقداری آب بود شروع کرد. او لیوان را به اندازی که همه آنرا ببینند بالا گرفت و از دانشجویان پرسید: "فکر میکنید وزن این لیوان چقدر است؟"