مسابقه قدرت تحلیل ؛ 5 جایزه 50 هزار تومانی برای 5 نفر
مسابقه قدرت تحلیل ؛ 5 جایزه 50 هزار تومانی برای 5 نفر
ب افرادی ک در این تاپیک این جمله رو ب بهترین وجه ممکن از نظر علمی تا حداکثر یک هفته آینده تحلیل و همراه با مثال روزمره اجتماعی بیان کنند ، ب 5 نفر از بهترین تحلیل هایی ک رای مثبت بیشتری بگیرند . بن خرید لوازم تزئینی منزل ب ارزش 50 هزار تومان از طرف مدیریت روابط عمومی سایت www.art-life.ir داده خواهد شد .. .
اگر تحلیلی بالاترین رای مثبت داشت نیز جایزه او 70 هزار تومان خواهد بود.
...........
ضمنا : این جایزه فقط مختص دوستان ساکن شهرکرد است و یا کسانی ک بتونند ب نوعی ب شهرکرد دسترسی داشته و کالای خودشون رو تحویل بگیرند .
اگر تحلیلی بالاترین رای مثبت داشت نیز جایزه او 70 هزار تومان خواهد بود.
...........
ضمنا : این جایزه فقط مختص دوستان ساکن شهرکرد است و یا کسانی ک بتونند ب نوعی ب شهرکرد دسترسی داشته و کالای خودشون رو تحویل بگیرند .
نظر من به صورت خلاصه و شسته ورفته اینه : خواستن ، توانستن است...
اما بیان مصادیقش در جامعه اجتماعی :
ممکنه کسی باشه که مبتلا به یک بیماری ای باشه که خیلی دیر بروز میده خودشو (ایدز = ممکنه تا ده سال هیچ علائمی نداشته باشه ، ممکن هم هست بعد از 5تا6 ماه علائمشو بروز بده ، خب این فرد مبتلا به یماری هست اما خودش نمیدونه و خیلی عادی زندگیشو ادامه میده...
انرژی داره ... آرزو داره ، واسه رسیدن به خواسته هاش تتلاش می کنه و رفتاری کاملا عادی داره...
اما وقتی همین فرد ، مطلع بشه که مبتلا به بیماری هست ، هر چند که هنوز علائمی از بیماری رو ندیده ، اما روحیشو از دست میده و دچار نوعی خودباختگی میشه و دیگه شاید ده درصد از انرژی قبلی رو نداره و فقط در انتظار مرگه و با وجود اینکه هنوز توانایی انجام کارهای بزرگ رو به صورت بالقوه داره ، اما دیگه حتی نمیتونه خودش غذاشو بخوره...
همونطوری هم که شما گفتید ، نسبت سطح بال زنبور به بدنش خیلی کمه اما زنبور پرواز میکنه و این نشون میده که کافیه بخوایم...
زنبور این قضیه رو نمیدونه و در نتیجه نا امید نمیشه و تلاششو میکنه...تا جایی که میتونه پرواز کنه !
از لحاظ قوانین فیزیک چون سرعت بال زدن زنبور خیلی زیاده پس مشکلی واسه پرواز نداره. یه نوع نسبیته ! پرواز زنبور مثل پرواز پرنده نیست که بعضی وقتا فقط بالهاش رو باز کنه بدون بال زدن ... مدام در حال بال زدنه !!
در کل شاید بشه گفت گاهی اوقات ندونستن یه سری چیزا خودش نعمته بزرگیه...
اما بیان مصادیقش در جامعه اجتماعی :
ممکنه کسی باشه که مبتلا به یک بیماری ای باشه که خیلی دیر بروز میده خودشو (ایدز = ممکنه تا ده سال هیچ علائمی نداشته باشه ، ممکن هم هست بعد از 5تا6 ماه علائمشو بروز بده ، خب این فرد مبتلا به یماری هست اما خودش نمیدونه و خیلی عادی زندگیشو ادامه میده...
انرژی داره ... آرزو داره ، واسه رسیدن به خواسته هاش تتلاش می کنه و رفتاری کاملا عادی داره...
اما وقتی همین فرد ، مطلع بشه که مبتلا به بیماری هست ، هر چند که هنوز علائمی از بیماری رو ندیده ، اما روحیشو از دست میده و دچار نوعی خودباختگی میشه و دیگه شاید ده درصد از انرژی قبلی رو نداره و فقط در انتظار مرگه و با وجود اینکه هنوز توانایی انجام کارهای بزرگ رو به صورت بالقوه داره ، اما دیگه حتی نمیتونه خودش غذاشو بخوره...
همونطوری هم که شما گفتید ، نسبت سطح بال زنبور به بدنش خیلی کمه اما زنبور پرواز میکنه و این نشون میده که کافیه بخوایم...
زنبور این قضیه رو نمیدونه و در نتیجه نا امید نمیشه و تلاششو میکنه...تا جایی که میتونه پرواز کنه !
از لحاظ قوانین فیزیک چون سرعت بال زدن زنبور خیلی زیاده پس مشکلی واسه پرواز نداره. یه نوع نسبیته ! پرواز زنبور مثل پرواز پرنده نیست که بعضی وقتا فقط بالهاش رو باز کنه بدون بال زدن ... مدام در حال بال زدنه !!
در کل شاید بشه گفت گاهی اوقات ندونستن یه سری چیزا خودش نعمته بزرگیه...
زنبور موقع پریدن خیلی بیشتر از یک پرنده معمولی بالبال میزنه و با ایجاد گردابهای بینظم مقدار زیادی انرژی برای معلق نگه داشتن خود مصرف میکنه،ضمن اینکه او هنگام بال زدن زاویه بال خود را هم دائم عوض میکنه و از گردابهای چرخشی زیر بالهای خود برای بالا ایستادن و بالا رفتن کمک میگیره،زنبور قوانین علمی پرواز را زیر پا میگذارد و نمیتوان او را یک پرنده معمولی دونست!
مطمئنا اگر زنبورها قبل از آغاز پریدن به کلاس آیرودینامیک میرفتند شاید تا آخر عمر نمیتونستند بپرند و به مورچه هایی بالدار اما خزنده روی زمین تبدیل میشدند..!
بعضی مواقع برای به پیش رفتن نباید منتظر تايید علم و قوانین متعارف شد. باید به نوای دل و فطرت گوش کرد و بالها را برای پرواز باز کرد. شاید لازم باشد چندصد بار بیشتر بالبال زد. شاید لازم بشه به جای آرام کردن جریان هوای زیر بال، جریانهای چرخشی و گردابی از هوا را ایجاد کرد و با تغییر لحظهای زاویه بالها و افزایش انعطافپذیری بالها، از این جریانهای به ظاهر مزاحم به نفع خود سود برد! مهم نیست چه راهی برای پریدن نهایتا استفاده شود،ولی مهم اینه که به راحتی دست از رویای زیبای پرواز برداشته نشود.
زنبورها جزو خوشبختترین موجودات روی زمین هستند،چون مثل ما آدمها توهم زیاد دانستن آنها را محدود نساخته است.
علم محدوده پاسخدهی واعتبار مشخصی داردوبرای مشکلاتی ورای آن حدومرز، اعتباروارزش علم باجهل یکی میشه وانسان بایدتافهمیدن دانش درست سکوت کنه!
مطمئنا اگر زنبورها قبل از آغاز پریدن به کلاس آیرودینامیک میرفتند شاید تا آخر عمر نمیتونستند بپرند و به مورچه هایی بالدار اما خزنده روی زمین تبدیل میشدند..!
بعضی مواقع برای به پیش رفتن نباید منتظر تايید علم و قوانین متعارف شد. باید به نوای دل و فطرت گوش کرد و بالها را برای پرواز باز کرد. شاید لازم باشد چندصد بار بیشتر بالبال زد. شاید لازم بشه به جای آرام کردن جریان هوای زیر بال، جریانهای چرخشی و گردابی از هوا را ایجاد کرد و با تغییر لحظهای زاویه بالها و افزایش انعطافپذیری بالها، از این جریانهای به ظاهر مزاحم به نفع خود سود برد! مهم نیست چه راهی برای پریدن نهایتا استفاده شود،ولی مهم اینه که به راحتی دست از رویای زیبای پرواز برداشته نشود.
زنبورها جزو خوشبختترین موجودات روی زمین هستند،چون مثل ما آدمها توهم زیاد دانستن آنها را محدود نساخته است.
علم محدوده پاسخدهی واعتبار مشخصی داردوبرای مشکلاتی ورای آن حدومرز، اعتباروارزش علم باجهل یکی میشه وانسان بایدتافهمیدن دانش درست سکوت کنه!
هیچ وقت غیر ممکن وجود ندارد.
بالها زنبور عسل برای پرواز سریع هستند و قابلیت حمل بار سنگین رو دارند و هر یک از بالها به بدن قلاب شده و بالها با هم در هنگام پرواز یکی شده و تمام حرکات بالها به وسیله سیستم ماهیچه ای در همی در سینه کنترل می شود و ماهیچه ها به صورت مستقیم به بال اتصال ندارند.بلکه به قطعات متحرک وصل شده اند.
با توجه به سادگی مکانیزم بال زدن در زنبور عسل بازدهی اعجاب انگیز است و حتی بدون دستگاه هدایت کننده .می تواند به سمت جلو و عقب بال بزند و به اسانی بال بزند.
اینم از شگفتی های آفرینش که ما آدم رو به فکر فرو ببره که ما هم چون زیبایی ها آفرینش و عجایب خلقت خیلی زیاده و برامون تکراری شده هیچ گاه به فکر فرو نمی ریم و تفکر رو به کل فراموش کردیم.
سلام ...
یه جورایی میشه گفت، نیروی ذهن و عقل بیشتر از نیروی جسم هست!
وقتی من به انجام دادن کاری امید داشته باشم، بالاخره راهی برای انجام دادنش پیدا میکنم، حالا این راه نشد، یه راه دیگه ...
به قولی بن بستی برای فردی که امید داره وجود نداره، چون یا راهی می سازه یا از موانع عبور میکنه!
اینکه نسبت بالهای زنبور به بدن اون کوچیک هست، یک عیب هست ... اما این عیب با قدرت ذهنی میتونه جبران بشه .... با تلاش بیشتر می شه جبرانش کرد، با نحوه ی بال زدن میشه جبرانش کرد ...
مهم اینه که خودت بخواهی ...!
مثالی هم در دنیای واقعی، بچه ای که دو دست نداره، به برادرش با پاهاش غذا میده
با پاهاش داداشش رو نوازش میکنه ...
یه جورایی میشه گفت، نیروی ذهن و عقل بیشتر از نیروی جسم هست!
وقتی من به انجام دادن کاری امید داشته باشم، بالاخره راهی برای انجام دادنش پیدا میکنم، حالا این راه نشد، یه راه دیگه ...
به قولی بن بستی برای فردی که امید داره وجود نداره، چون یا راهی می سازه یا از موانع عبور میکنه!
اینکه نسبت بالهای زنبور به بدن اون کوچیک هست، یک عیب هست ... اما این عیب با قدرت ذهنی میتونه جبران بشه .... با تلاش بیشتر می شه جبرانش کرد، با نحوه ی بال زدن میشه جبرانش کرد ...
مهم اینه که خودت بخواهی ...!
مثالی هم در دنیای واقعی، بچه ای که دو دست نداره، به برادرش با پاهاش غذا میده
با پاهاش داداشش رو نوازش میکنه ...
غير ممكن وجود ندارد و زنبور يكي از عجايب خلقت خداوند است و قدرت افرينش خداوند متعال باعث پرواز اين موجود ميشود هنوز خيلي جيزها در مورد زنبور كشف نشده و تا ظهور ولي عصر اقا امام زمان كسي نميتونه جواب درستي بيان كنه
در كل من اين علت اين پرواز زنبور را در عظمت و بزرگي خدا ميدونم .
در كل من اين علت اين پرواز زنبور را در عظمت و بزرگي خدا ميدونم .
کاربری : maheman .. متن بعد از متن اصلی پستتون خیلی محتوای قشنگی داشت .. . و آقای حدادی : ببینین : اینکه نسبت بالها کمتره یک عیب نیست .. .چون ما یک زنبور تنها ک نداریم ؛ بلکه میلیونها زنبور داریم ک با همین نوع ژنتیک ب وجود میان و آفریده میشن . و اگر بخواهیم بگیم عیب محسوب میشه خب پس باید بگیم همه زنبور ها رو خداوند ناقص آفریده و این صحیح نیست زیرا خداوند هیچ موجودی را ناقص نمی آفرینه .. . در مورد دوتا تصاویری ک گذاشتین نیز باید بگم : همه انسانها سالم آفریده میشن چون ما مبنا رو آفرینش ثابت مخلوقات خدا در نظر میگیریم اما اینکه شخصی بدون دست یا پا آفریده میشه ب خاطر اخلال در ژنتیکه و یا وقایعی ک در گذر زمان مثل حادثه ها میتونه باعث ناقص شدن عضوی از بدن بشه ... . بنا ب دلایل بالا نتیجه میگیریم زنبوردارای عیب نیست .. در غیر این صورت منتظر اثبات علمی خلاف این موضوع هستم ... . ولی کلیات اوایل و آخر متنتون رو قبول دارم و بسیار زیبا تحلیل کردین..
ممنون آقای رحمانی
به نکته ای اشاره کردید که من اونو در نظر نگرفته بودم ...
به نکته ای اشاره کردید که من اونو در نظر نگرفته بودم ...
خب داستان زیبایی بود ولی چ خوب میشد اگر جای استاد با شاگرد عوض بود .. . چون استاد ب شخصی الحاق میشه ک دارای تجربه مهارت و تواضع است و شاگرد ب شخصی ک بی تجربه . جویای نام و مهارت است ... . ب قول شاعر : چوب را آب فرو مینبرد دانی چیست ؛ عارش آید ز فرو بردن پرورده خویش .. .
من برای مسابقه شرکت نکردم چون نه شهرکردی هستم و نه حتی چهارمحالی ولی به نظرم موضوع جالبی اومد و البته برای من کاملا ملموس....
این موضوع دربرگیرنده ی سه مسئله است:یکی تلقین و دیگری خواستن و از همه مهمتر "هدف"...
از خودم مثال میزنم،چون یه سری محدودیت حرکتی رو تجربه کردم...من دقیقا 3 ماه پیش در یک مسابقه استخوا ران پام شکست ،توی بیمارستان گفتن باید پلاتین کار بذارن،دکترم گفت پلاتینی رو کار میذاره که از فردای عمل بتونم با پای خودم راه برم و هیچ توضیح دیگه ای نداد،من هم فکر کردم چقدر ساده ....فردای عمل از ترسی که داشتم نتونستم راه برم....یک هفته گذشت،چون زانوم رو حرکت ندادم خشک شد و دیگه خم نمیشد(تو اون روزا فقط نتوانستن رو به خودم تلقین میکردم وفقط به هدفی فکر میکردم که دارم روز به روز ازش دور میشم)...جلسات فیزیوتراپی رو شروع کردم ،14 جلسه گذشت ولی فقط 5 درجه زانوم تغییر کرد...دکترم یه فرصت 15 روزه به من داد تا بتونم زانوم رو از 30 درجه به نود درجه برسونم وگرنه اینبار باید زانوم رو عمل میکردم...اونجا بود که حس تلقین نتوانستنم رو کنار گذاشتم و با تلاش تو 10 جلسه زانوم به 105 درجه رسید...تو همین حین از فیزیوتراپم شنیدم که پلاتین برای پا لنگ زدن رو هم به همراه داره و چند نفر رو دیدم،برام واقعا سخت بود من قبل از این اتفاق همیشه سعی میکردم سرم و بالا بگیرم و محکم و باغرور قدم بردارم برام سخت بود که از این به بعد تو جامعه بلنگم.....از اون به بعد شروع کردم جلوی آیینه صاف و محکم راه رفتن رو تمرین کردم و حالا با اینکه هنوز محدودیت حرکتی زانوم خوب نشده ولی بدون لنگیدن راه میرم،راه میرم چون هدف داشتم....
همه ی اینارو گفتم تا ثابت کنم محدودیت در هیچ عضوی باعث از حرکت ایستادن نمیشه...پای من مثل همون بال یک زنبوره که پای من برای راه رفتنم حیاتیه و بال زنبور برای پروازش....زنبور نیازی به بال بزرگتر نداره فقط احتیاج داره که بخواد تا بتونه وشاید اگر این موضوع رو بدونه باعث تلقینی درونش بشه که برای همیشه از پرواز دور بشه و البته هدفش پروازه شاید برای پرواز تلاش زیادی بکنه و سختی زیادی بکشه ولی هدف داره....
این موضوع دربرگیرنده ی سه مسئله است:یکی تلقین و دیگری خواستن و از همه مهمتر "هدف"...
از خودم مثال میزنم،چون یه سری محدودیت حرکتی رو تجربه کردم...من دقیقا 3 ماه پیش در یک مسابقه استخوا ران پام شکست ،توی بیمارستان گفتن باید پلاتین کار بذارن،دکترم گفت پلاتینی رو کار میذاره که از فردای عمل بتونم با پای خودم راه برم و هیچ توضیح دیگه ای نداد،من هم فکر کردم چقدر ساده ....فردای عمل از ترسی که داشتم نتونستم راه برم....یک هفته گذشت،چون زانوم رو حرکت ندادم خشک شد و دیگه خم نمیشد(تو اون روزا فقط نتوانستن رو به خودم تلقین میکردم وفقط به هدفی فکر میکردم که دارم روز به روز ازش دور میشم)...جلسات فیزیوتراپی رو شروع کردم ،14 جلسه گذشت ولی فقط 5 درجه زانوم تغییر کرد...دکترم یه فرصت 15 روزه به من داد تا بتونم زانوم رو از 30 درجه به نود درجه برسونم وگرنه اینبار باید زانوم رو عمل میکردم...اونجا بود که حس تلقین نتوانستنم رو کنار گذاشتم و با تلاش تو 10 جلسه زانوم به 105 درجه رسید...تو همین حین از فیزیوتراپم شنیدم که پلاتین برای پا لنگ زدن رو هم به همراه داره و چند نفر رو دیدم،برام واقعا سخت بود من قبل از این اتفاق همیشه سعی میکردم سرم و بالا بگیرم و محکم و باغرور قدم بردارم برام سخت بود که از این به بعد تو جامعه بلنگم.....از اون به بعد شروع کردم جلوی آیینه صاف و محکم راه رفتن رو تمرین کردم و حالا با اینکه هنوز محدودیت حرکتی زانوم خوب نشده ولی بدون لنگیدن راه میرم،راه میرم چون هدف داشتم....
همه ی اینارو گفتم تا ثابت کنم محدودیت در هیچ عضوی باعث از حرکت ایستادن نمیشه...پای من مثل همون بال یک زنبوره که پای من برای راه رفتنم حیاتیه و بال زنبور برای پروازش....زنبور نیازی به بال بزرگتر نداره فقط احتیاج داره که بخواد تا بتونه وشاید اگر این موضوع رو بدونه باعث تلقینی درونش بشه که برای همیشه از پرواز دور بشه و البته هدفش پروازه شاید برای پرواز تلاش زیادی بکنه و سختی زیادی بکشه ولی هدف داره....