تنهایی

تنهایی

بارانی ها • 1392/11/05 @mary2006
تنهایی

تنهایی را دوست دارم عادت کرده ام که تنها با خودم باشم،

دوستی میگفت:

عیب تنهایی این است !

که عادت میکنی خودت تصمیمی می گیری،

تنها به خیابان می روی،

به تنهایی قدم میزنی.

پشت میز کافی شاپ تنهایی می نشینی و

آدمها را نگاه میکنی،

ولی من به خاطر همین حس دوستش دارم.

تنها که باشی

نگاهت دقیق تر می شود و معنا دار

چیزهایی می بینی که دیگران نمی بینند،

در خیابان زود تر از همه میفهمی پاییز آمده و

ابرها آسمان را محکم در آغوش کشیده اند

میتوانی بی توجه به اطراف،

ساعتها چشم به آسمان بدوزی

و تولد باران را نظاره گر باشی.

برای همین تنهایی را دوست دارم

زیرا تنها حسی است که

به من فرصت می دهد خودم باشم

با خودم که تعارف ندارم

به تنهایی عادت کرده ام…

نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درامدی. نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد
نمیبخشمت
ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مردیت را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود