ღخدایا یک دنیا دلم گرفته....ღ

ღخدایا یک دنیا دلم گرفته....ღ

متون ادبی و زیبا • 1392/11/04 @5060
ღخدایا یک دنیا دلم گرفته....ღ


لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری

دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد

لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده،

بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد

لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته

و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی

لحظه هایی هست که سخت،خسته می شوی

از دست کسانی که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گویی

لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی،

سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی

لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی

و خالی شوی از هر چه درد،ولی باز نمی توانی...

و

لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست...

لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست...

حضرت مولانا میفرماید:


نگفتمت مرو آن جا، که آشنات منم در این سراب فنا چشمه ی حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سراپرده ی رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک که دریای باصفات منم نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو بیا که قوَّت پرواز و پرُّ و پات منم نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند که آتش و تپش و گرمی هوات منم نگفتمت که صفت‌های زشت بر تو نهند که گم کنی که سرِ چشمه ی صفات منم نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست وگر خداصفتی دان که کدخدات منم