وقتی خدا زن را آفرید

وقتی خدا زن را آفرید

خلوت با خدا • 1392/10/29 @elena64
وقتی خدا زن را آفرید
بنام خدای ناز ونوازش آیا از تمام خصوصیاتی كه برای شكل دادنش می خواهم در او بكار ببرم اطلاع دارید؟ او باید قابل شستشو باشد،اما نه از جنس پلاستیك ،با بیش از دویست قسمت متحرك با قابلیت جایگزینی.اوآنها را باید برای تولید انواع غذاها بكار ببرد،او باید قادرباشد چند كودك را همزمان در بغل بگیرد،آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یك زانوی زخمی گرفته تا یك قلب شكسته بگشاید. او باید تمام اینكارها را با دو دست خود انجام بدهد. فرشته تحت تاثیر قرار گرفت. "فقط با دودستش......این غیر ممكن است!" و آیا این یك مدل استاندارد است؟ خدا فرمود :این كار را نخواهم كرد و خیلی زود این موجود را كه محبوب دلم است،كامل خواهم كرد. خداوند فرمود:بله او لطیف است،اما او را قوی نیز ساخته ام.نمی توانی تصور كنی كه او چه سختیهایی را می تواند تحمل كند وبرآن فائق شود. فرشته پرسید :آیا او می تواند فكر كند؟ خداوند پاسخ داد:نه تنها می تواند فكر كند ،بلكه می تواند استدلال و بحث كند. فرشته گونه های زن را لمس كرد. "خدایا ،به نظر می رسد این موجود چكه می كند!شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای." "او چكه نمی كند.....این اشك است"خداوند گفته فرشته را اصلاح كرد. فرشته پرسید "این اشك به چه كار می آید؟" اشكها وسیله او برای بیان غم ها و تردیدهایش ،عشق اش و تنهایی اش،تحمل رنجها و غروراش است." این گفته فرشته را بسیار تحت تاثیر قرارداد و گفت "خدایا تو نابغه ای .تو فكر همه چیز را كرده ای .زن واقعا موجود شگفت انگیزی است." آری او شگفت انگیز است!زن تواناییهایی دارد كه مرد را شگفت زده می كند.او مشكلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می كشد او شادی ،عشق و اندیشه را باهم دارد.او می خندد هنگامی كه احساسی شبیه جیغ كشیدن دارد.او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه كردن دارد،گریه می كند وقتی كه خوشحال است و می خندد وقتی كه ترسیده است او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می كندو علیه بی عدالتی می ایستد.وقتی كه راه حل بهتری بیابد،برای جواب دادن از كلمه "نه"استفاده نمی كند.او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می كند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشك می برد. عشق او مطلق و بدون قید و شرط است. وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می كند . واز اینكه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود. او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود. وقتی دوستان ونزدیكان او فوت می كنند دلش می شكند.ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد. او می داند كه یك بوسه و یك آغوش می تواند یك دل شكسته را التیام بخشد. او فقط یك اشكال دارد. فراموش می كند كه او چه ارزشی دارد.... این مطلب رو برای تو دوستم به نگارش در آوردم كه اگر مونثی بدانی تا چه حد خارق العاده ای و برای تو دوستم اگر مذكری كه نیاز به یادآوری داری..........!!

و خدا زن را آفرید......

گيسوانش نگردي و مفتون فتنة چشمانش نشوي كه از آنها شياطين ميبارند. گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحر انگيزش را نشنوي كه مسحور شيطان ميشوي. از او حذر كن كه يار و همدم گفتم: "به چشم." در چشم بر هم زدني هزاران سال گذشت و من هرگز زن را نديدم، به چشمانش ننگريستم، آتش قهر و چاه ويل باز ميگريختم. هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشي از نياز به چيزي يا كسي كه نميشناختم بر زمين زانو زدم، و گريستم. نميدانستم چرا؟ قطره اشكي از چشمانم جاري شد و در پيش پايم به زمين نشست. به خدا نگاهي كردم مثل هميشه لبخندي با شكوه بر لب داشت و مثل هميشه بي آنكه حرفي بزنم و دردم را بگويم، ميدانست. من آيات جمالم را در وجود او به نمايش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفيت ديدار زيبايي مطلق را نداري به چشمانش نگاه نكن، گيسوانش را نظر ميانداز، و حرمت حريم صوتش را حفظ كن و من در گوشه اي ديدم شيخ دارد همچنان حرفهاي پيشينش را تكرار ميكند