همه جواب بدن خدایش راست بگو؟؟

همه جواب بدن خدایش راست بگو؟؟

بحثهای دابا • 1392/10/27 @rasouly
همه جواب بدن خدایش راست بگو؟؟
1


یادش بخیر یک معلمی داشتیم آقای خواجعلی چالش تری میومد سر کلاس علوم تجربی بعد یک روز صبح اومد تو کلاس گفت ابراهیمی / مددی گفتیم حاضر گفتم بفرمایید بیرون

گفتیم چرا گفت مشق ها را نوشتید گفتیم نه گفت بیرون واومدیم دفتر تا اونجا که راه داشت کتک خوردیم

وای یه روز با کاغذ قورباغه درست کرده بودیم داشتیم مسابقه می دادیم سرکلاس به یک باره آقای پودش مدیر سدجمال آمد به یک باره توی کلاس بعد هم با لحن خاص خودش گفت آقاجون بفرمایید مرداب درست کردین دیگه برین دم دفتر تابیامcrying

بله :))

سوم ابتدایی رفتم پا تابلو تمرین (فکر کنم ریاضی بود ) حل کنم بعد از اینکه حل کردم معلم گفت بیا اینجا دستتو بگیر جلو گفتم چرا من که درست حل کردم گفت زود باش دستتو بیار بالا دقیقا یادمه یه کابل تلفن دو رشته ای بود جاتون خالی چهار تا اصاصی زد کف دستم کبود شد دیگه حسشون نمیکردم crying بعد بچه ها گفتن جواب مثله درست بود یه نگاهی به تابلو کرد دید درسته گفت خب طوری نیست برو بشین


از همون بچه گی در حق من ظلم میشد sad

نه... خداییش همیشه خوش شانس بودمflapper

اره خيلي؟كلاس چهارم ابتداي فلك ميشديم خيلي.
اسم کتک امد یادم افتاد به آقای امانی مدیر دبیرستان استاد مفتح اول دیرستان بودم یادمه مفسر بودم امتحان ریاضی ازمون گرفته بودند کسی بالا 2 نگرفته بود مدیر امد تو کلاس گفت مفسر کیه بلند شدم گفتم من گفت برو دو تا چوب تر از پشت مدرسه جایی که درخت زیاد بوده الانم هست بکن بیار خودتو نمیزنم ما هم رفتیم کندیم اوردیم دادیم دستش داشتم میامدم بشینم سر صندلی گفت کجا گفتم میرم بشینم گفت بگیر دستاتا ببینم چنان کتکی منو بچه ها رو زد هیچ موقعه از یادم نمیره ؟
--------------
1
دبیرستان منو دوستامو همش واسه شیطنتامون دعوا میکردن خفن
ولی نه با این شدتی که تو عکس هست
بله چون همیشه رو مخ معلم ها بودم خیلی کت میزدن , اما بعضی موقع ها کلاس تو حیاط بود حسابی تلافی میکردم یادمه یه بار معلم دین و زدگی سه دور دور مدرسه دنبالم کرد ولی دستش بهم نرسیدcrying