مفهوم امیدواری بخش اول
وقتي اميد محو مي شود، چه اتفاقي مي افتد؟
ما معمولا درباره ارزش واقعي اميدواري تا وقتي که از دستش ندهيم، فکر نمي کنيم. اميد موهبتي هيجاني است که آن را حق خودمان مي دانيم. اما ارزش کامل اميد وقتي به طرزي دردناک آشکار مي شود که اثرات تخريبي نااميدي را احساس مي کنيم. البته همگي مي دانيم وقتي اميد از دست مي رود، چه اتفاقي مي افتد. اعتمادمان را از دست مي دهيم. قدرت اراده مان کاهش مي يابد. از کار گرفتن استعداد مان دست بر مي داريم. سطح توقعاتمان را کم مي کنيم و شروع به ارزيابي موقعيت هاي عقب نشيني مي کنيم. نيرويمان تخليه مي شود و به سوي نگرش فايده اش چيست؟ سوق داده مي شويم. تفکر خلاقمان از زاويه ديد نوآورري دور مي شود و در عوض با اين تصور قوي که تمام چيزها دلگير، تاريک و مشکل اند، تلف مي شود.
بعضي از جالب ترين تحقيقات درباره نيروي اميد توسط مارتين سليگمن، روان شناس دانشگاه پنسيلوانيا انجام شده است. او سازه ناتواني آموخته شده را وضع کرد تا توضيح دهد وقتي مردم اين اميد را که تلاش هايشان مي تواند تاثير مثبتي داشته باشد را از دست بدهند، چه اتفاقي مي افتد. اين حالات با انفعال، تسليم به شرايط ناخوشايند و حتي ياس مشخص شده است. نااميدي در حد افراط فرد را به سمت ناراحتي هاي خطرناک افسردگي مي راند.