برف می بارد
برف می بارد
برف می بارد اکنون
مو پریشانهای باد در خلوت حیاط
جای خالی آدم برفی پیداست
ماشین نو همسایه سر می خورد
خورد به ابهام و خاطرات کودکی ام
به برف بازی ها به تعطیل شدن مدرسه برف روبی ها
سرسره بازی و چکمه های پلاستیکی
دوست دارم بنویسم روی برف
یک ضرب المثل چینی
برف می بارد اکنون
چای داغ و بلورهای سفید
جیب هامان را از نرمی برف پر کنیم
برف آرایش کوچه ها شده
سیم تلفن هم چاق
رد پای پریان روی برف پیداست
رفته اند رقص کنان از کوچه ما
گویی جشن تولد گرفته برای تیر چراغ برق
برف می بارد اکنون
شعر خشکلی بود.از شعرای برفی خوشم میاد...