سوتی های جالبه دابایی ها

سوتی های جالبه دابایی ها

خودمونی • 1392/10/19 @melisa
سوتی های جالبه دابایی ها
رفته بودیم شمال با خونواده
بعد اون آهنگ هست که حمیرا خونده ، میگه "خاطرات شمال محاله یادم بره "رو گذاشته بودیم و داشتیم گوش میدادیم . داداشم بلند شد شروع کرد مثل خواننده ها باهاش بخونه که یه دفه گفت :

خاطرات "محال" "شماله" یادم بره ...
هیچی دیگه اون چند روزی که اونجا بودیم پایه خندمون شده بود ...
سوتی من وحشتناک بود


مشهد بودم امسال اومدم زنگ بزنم به آقای بابایی

به دوستم گفت بزا زنگ بزنم به آقای دابایی ببینم کجاست
تو مراسم ختم مادربزرگم یک نفر اومد به ما تسلیت بگه یه دفعه گفت"ایشالا روزی همتون باشه"
خخخخخخخخخخخخخخخخ
شگفـآااااا.....
کلاس دوم دبیرستان یه معلم جغرافیا داشتیم اومد بگه بنگلادش گفت بندگالش
آقا نشسته بودیم از رو بیکاری به یه شماره پیام دادیم:سلام قرارکنسل شده جنازه رو ببر یه
جا دیگه... هیچی دیگه طرف پیام داد جنازه و انگشتشو فرستادم واسه خانوادش بعددفنش
کردم. :||

بابا من دیوانه ام ملت بدترن. هیچی دیگه ترسیدم الان گوشیم ٣روزخاموشه

پیامو واسه من فرستاده بودی !منم اون جوابو بهتون دادم!!
سوتی دختر عمم
یه روز با دو تا از دوستام داشتیم تو حیاط دانشگاه که خلوت بود راه میرفتیم دیدیم که ی ماشین شاسی بلند خیلی خوشگل پارک کردن تو حیاط ما داشتیم از کنارش رد میشدیم منم با خنده به دوستام گفتم ای وای بچه ها دیدین چی شد سوییچ ماشین خوشگلم جا گذاشتم آقا همین که من اینو گفتم ماشین صدا داد روبرو رو که نگاه کردیم دیدیم دو تا پسر خوشتیپ دارن از روبرو میان و اونا بودن که دزدگیر ماشین رو زدن منم کم نیاوردم گفتم نه بچه ها مثل اینکه سوییچ رو آوردم دوستام و دوتا پسرا از خنده ترکیدن
ملیسا جون ازوقتی این پستو گذاشتی بزرگترین دغدغه ی ذهنی من
این شده که ایا من درطول عمرم یه سوتی ندادم بیام اینجا بنویسمش؟؟