دعایم کن......
دعایم کن......
میان سجده سبز سحر گاهان ، اگر برخاطرت رد شد خیال من،
دعایم کن...
دعایم کن...
دعایم کن...
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم...
و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم...
اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی...
اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی...
اکر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من...
اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من...
حلالم کن...
و بعد امشب دعایم کن.....
نردبان دلم شکسته است میشود برایم کمی دعا کنی ؟!
یا اگر خدا اجازه میدهد کمی به جای من خدا خدا کنی ؟!
راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است
میشود برای بی قراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا کنی ؟!
برایت یک بغل گندم ، دلی خشنود از مردم
برایت سفره ای ساده ، حلال و پاک و آماده
برایت یک غزل احساس ، دوبیتی های عطر یاس
برایت هر چه خوبی هست ، دعا کردم دعایم کن...
وقتــــی مــی گویـــمـــ : برایـــمــ دعــا کــــن یـــعنـــی کـــمـــ آورده امـــ . . .
یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دستـــ خـــودمـــ بــرای خـــودمـــ بـــر نــمــی آیــــد !
پس ....برایم دعا کن...!!!
نمیدونم چی بگم ....نمی دونم هم چی ینویسم ..شاید گفتن ،،، خدایا شکرت ...ساده ترین روش برای تشکر از خدا باشه .