طنز روز های مدرسه

طنز روز های مدرسه

خودمونی • 1392/10/14 @berijan
طنز روز های مدرسه

موقعي که دانش آموز بودم خيلي شر و شيطون بودم البته بگما درسمم خوب بوده اين عادت همچنان با من.
هستش و تو دانشگاهم شيطنت دارم و کلاس و گرم ميکنم البته يجوري که توهين به استادم نشه ..
.
يسري از فکرايي که تو ذهن من بود تو دوران دانش آموريم براتون مينويسم . چيزايي که الانم فک کنم تو ذهن
.
خيلي از شماها باشه....

خارج از مدرسه (کافه)


تقلب (چشمهايم براي تو)


روز امتحان (روز واقعه)


زنگ زيست (معني عشق)


کيف مدرسه (محموله)


اولين کسي که معلم از او ميپرسد (قرباني)



(نگاه دانش آموز به معلم ( ميخواهم زنده بمانم


معلمان مدرسه (جنگجويان کوهستان)


زنگ تفريح (حمله به توالت)


مدير مدرسه (پدر سالار)


پنج شنبه (خانه دوست کجاست)


جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)


ميز آخر (بهشت پنهان)


پاي تخته (قتلگاه)


ورود مدير مدرسه (تشريفات نظامي)


کارنامه هاي تجديدي (سالهاي دور از خانه)


تعطيلات مدرسه (روزهاي خوشبختي)


نمره ?? (آرزوي محال)


گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازي ديگر تمام است)


امتحان شهريور (شانس زندگي)


فضول کلاس (کارآگاه ويژه)


معلم تو خواب دانش آموز ( شبهي در تاريکي )


بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)


شب امتحان (وصيت نامه)


قبولي شهريور (بازگشت به خانه)


تقلب کردن (بي تو هرگز)


زنگ کلاس (ديدار ارواح)


مدرسه (چوبه دار)


زنگ ورزش (اميد دانش آموز)

ماپارسال دم مدرسمون1برگه زده بودن ورودآقایان ممنوع وآقایی واردمدرسه نمیشدمگردرمواقع ضروری یعنی سوژه ای بودبرای خودش

خخخخخخ یاد فیلم ورود اقایان ممنوع افتادم.

منم دارم