"دفتریادگاری من"
دیر آمدی
تمام شده ام دیگر
...بس که بلعیده ام اندوه نبودنت را
هنوز اما همانند حاتم ام
می بخشمت...!
با آنکه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تو
واژه ها قد نمیدهند
من فقط سایه ی نبودنت را
برروی سقف اتاقم به نظاره نشسته ام
یادم را پاک کـنـے ، عشقــم را چـه مـے کنـے ؟!...
اصـلا هـمه را پـاک کــن ...
هـر آنـچـه از مـن دارے ...
از مــن که چیـزی کـم نمـے شود...
فقـط بگو با وجـدانـت چه مـے کنـے ؟!
شـاید...؟!
نکنـد آن را هـم پاک کــرده ای ؟!!!
نــــــــه!! شدنــے نیســت...
نمـے توانـے آنچـه رانداشتــے پاک کـنـے !
خــُــــدا بــــیــــاد بــِــهــِـم بــِــگــــه:
دیـــــوونــَــم کـــَـردی بـــیــــا ایــنـــَـم هـــَـمــونــی کـــه
مـــیــخــــواســــتـــــی…
نـه نمـی دانــی…هیچــکس نمــی دانـــد…!
پشت ایــن چهــره ی آرامـ در دلــــم چه میگــذرد…!
سخت است ببـازی
همــه ی احساس پــاکت را
و بعد بهت بگه
عادت بود ، دوستت نداشتم.....!
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...! مکـــث میکنـــــم ...! انگـــــار در " زیباییـــ ــت " چیـــــزی را , جـــــا گذاشتـــــه ام ! مثلــــــــــا"... در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش ♥ در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ♥
من باور دارم …
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.
من باور دارم …
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسیم تغییر یابد.
من باور دارم …
که گواهىنامهها و تقدیرنامههایى که بر روى دیوار نصب شدهاند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم …
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
من باور دارم …
« شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مىکند. »
نلسون ماندلا