غول بزرگ اما به یاد موندنی زندگی پسرها
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب آقایان غول بزرگ اما به یاد موندنی زندگی پسرها
آرشیو تاپیک

غول بزرگ اما به یاد موندنی زندگی پسرها

آقایان • 1392/10/07 @hamedalavi
غول بزرگ اما به یاد موندنی زندگی پسرها
91/10/1 یعنی فردای شب یلدا اعزام شدم واس سربازی ، خدایش بگم سخت ترین لحظه ها م بود اون روز آخه داشتم از خونوادم جدا میشدم .آموزشی تهران بودیم. ما لیسانس وظیفه ها رفته بودیم مسافرت نه خدمت اما بعد از این دو ماه خدا نصیب کسی نکنه افتادم جایی که هزار بار آرزوی مرگ می کردم خدا دوسم داشت و فقط 10 ماه دوران سربازی من بیشتر طول نکشید ولی بهترین خاطراتم توی همین 10 ماه بود، بهترین دوستام رو اونجا پیدا کردم.یادش بخیر چه لحظه هایی بود گریه ،خنده،فریاد ،سکوت،تنبیه،تشویق، جالبتر از همه سفره هفت سین ارتشی:1- سبزه (از روی زمین علف کندیم) 2- سکه (از من فرمانده گرفت گذاشت تو سفره) 3-سرباز(عکس چندتا سرباز رو گذاشتیم تو سفره) 4- ساعت(سال ها بود گرد می خورد تو انبار) 5-سیم(سیم خاردار اطراف پایگاه رو بریدیم) 6-سیم چین (از مسئول مخابرات بود) 7) سنجاق(تو جیب یه سرباز بود ازش گرفتیم اسمش حسین بود بچه کرمان)
خلاصه بگم سربازی عالمی داره هم پر از خاطره هم پر از حادثه
واقعا از یه پسر تنبل مرد می سازه مخصوصا اگه ارتش خدمت کنه