امتحانات چطور میگذره؟!
دلتنگی درد بدیست !
من ، تو ، او ، ما ، شما ، آنها
همه فعل دلتنگ شدن را صرف میکنیم روزی به ناچار ..
اکنون زمانیست برای دلتنگ شدن برای روزهای با هم بودن
برای شیطنت های دانشجویی ، برای کودکیهای بزرگسالان روی نیمکت !
دختران درس خوان سر به زیر
پسران نسبتا درس خوان همیشه خنده به لب
دلتنگ میشوم گاهی برای سوالات سخت و پاسخ " نمی دانم !!! "
برای کسانی که همیشه همه ی جوابها را می دانستند ، برای نمره اولی های کلاس
دلم تنگ میشود گاهی برای ردیف اولی ها ی جزوه مرتب
برای ردیف آخری های همیشه جزوه ندار !
برای شعر خواندن های پسرک شاعر !
دلتنگ می شوم گاهی برای صدای " خسته نباشید " های گاه و بی گاه آخر کلاس
برای سر و صدای کارگرانی که از بخت بد ما همیشه درست در طبقه بالای کلاس ما
مشغول کار بودند !
برای بحث های جالب و زیرزیرکی مان !
برای لجبازیها و صفر گرفتن ها !
برای پسر همکلاسی که داماد شد و شیرینی آورد
برای نهار خوردن های دسته جمعی !
دلم تنگ می شود گاهی برای بد اخلاقیها و خوش اخلاقیهابرای اشکهای پنهانی
دلم تنگ می شود گاهی برای دیر آمدن های سر کلاس
برای همکلاسی نماز خوان ! برای دوستان با معرفت !
دلم تنگ خواهد شد برای همه ی آنهایی که چهارسال از صندلی مقابلمان نگاهمان کردند
برای همه و همه و همه ...دلم تنگ خواهد شد برای سرزنش هایی که شنیدم و شنیدیم !
ما با همه فرق داشتیم
ما خوب نبودیم گاهی
ما بد می شدیم گاهی !
ولی بد ها هم دلتنگ می شوند به خدا
بیایید فراموش نکنیم ، بیایید اگر بغض کردیم بگذاریم اشک ها جاری شوند
برای روزهایی که گذشت ، برای روزهایی که با هم زندگی کردیم
بیایید دلتنگ شویم برای هرچه که با هم داشتیم و بی هم نه !
برای همه دوستانمان ،
برای تک تک لحظه هایی که با بچه های ورودی 85 کامپیوتر گذشت . . .
(این خنده را علی میدونه ماله چیه )دومیش هم درس مزخرفه ریزپردازنده بود که هیچ کسی هیچی بلد نشد و همه به دنبال پاس کردن با 10 بودیم ولی به دلیل خر خونیه زیاد با همون تستی هاش 10 را تا اینجا اوردم

سومیش هم که میخواستم با نمره 18-19 پاس کنم طراحی و پیاده سازی زبان های برنامه سازی بود که گند زدیم کل ارازل کلاس و منم که کلی با استادش رودربایسی دارم و خدا کنه نمره شا نبینه که شرف مون میره

اما چهارمی یا آخریش هم که فرداس (مدارالکترونیکی) ... موندم درس به این سختی و مزخرفی را چطوری پاس کنم ... نکته این امتحانه اینه که به هرکی زنگ میزنم نتونسته از فصل 2 جلوتر بره ( به دلیل هنگ کردن و فسفور سوزوندن مخ)
این بود سر گذشت یه ترم هفتیه پیام نور