به نام خدایی که هیچوقت استرس از دست دادنشو نداریم...!
خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو.....
دوباره صدام میکنه..
خدارو عشق است....!
قیمتی...
خداوند می فرماید:بی گمان امید هر مومنی را که به غیر من امید بندد قطع می کنم.
پس چرا ما امیدمون به همه کس هست جز اونی که باید باشه!
چرا به هر کس و ناکسی رو میندازیم تا یه کاریو واسمون انجام بده...
چرا آویزون پدر مادر بیچارمون می شیم که یه عمر واسه ما جون کندن که فلان کارو بکن و واسه ما فلان جا کم گذاشتی...
چرا انقد حرص می زنیم...
آخه نمی شناسیمش...دروغ می گیم مسلمونیم...مومنیم...دروغ می گیم....واقعیت اینه گر چه خیلی تلخ باشه...
امام علی می فرماید:دل بستن به دنیا با وجود آن همه رنج هایی که از او می بینی نادانی است....
چقدر قشنگ گفته آقای دولابی خدا رحمتش کنه...
توجهت به هر چه باشد قیمت تو همان است.اگر توجهت به خدا و خوبان خدا باشد قیمتی می شوی.حواس تو به هر که رفت تو همانی....
نیست در بازار عالم خوشدلی ورزانکه هست
شیوه ی رندی و خوشباشی عیاران خوش است
از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوش است
به تنهاییت قسم مارا به آنچه قسمتمان نیست عادت نده...
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم.
همان يك لحظة اول،
كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ،
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم.
كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ،
نخستين نعرة مستانه را خاموش آندم ،
بر لب پيمانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم .
كه ميديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده از صد جامة رنگين
زمين و آسمان را ، واژگون مستانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم .
نه طاعت ميپذيرفتم،
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده،
پاره پاره در كف زاهد نمايان ،
سبحه صد نامه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم .
براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بيسامان
هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو،
آواره و ديوانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را،
پروانه میکردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را
وارونه بيصبرانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم .
كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنة اين علم عالمسوز مردمكش ،
به جز انديشة عشق و وفا ، معدوم هر فكري،
در اين دنياي پرافسانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم ؟!
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم ،
يك نفس كي عادلانه سازشي ،
با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !
زیرا کمترین حرکت در دایره ی رسم شده توسط پرگار مرکز آن است....
گفتم که کفش پاره شکر خداندارد؟؟!!
گفتا یکی شکر میکرد ، دیدم که پا ندارد....
"" 34 مرتبه الله اکبر ، 33مرتبه الحمدالله، 33 مرتبه سبحان الله ""