یلدا... مسافر کوچک...

یلدا... مسافر کوچک...

اشعار شاعران دابا • 1392/09/30 @zalimardani
یلدا... مسافر کوچک...
پاییز با تمام دلتنگی هایش هر شب را به امید آمدنش انتظار کشید
شاید ندید!
گاهی را که برگهای درختان برای آمدنش خود را به زمین رساندند...
آرزوی پائیز
کودک زمستان...
باز هم آمد...
و تو...
گوش کن...
می شنوی؟!
صدای پایش را می گویم...
تازه از راه رسیده...
مسافر است...
زود می رود!!!
برای دیدنش امشب انار دلت را دانه دانه کن!
و در جشن آمدنش
باز هم غزلی بخوان...
تا با تو هم نوا شود
یلدا را می گویم...
همان مسافرِ کوچک...



آفرین، خیلی قشنگ بود