من خدایی دارم که.......

من خدایی دارم که.......

خلوت با خدا • 1392/09/28 @tabasoom
من خدایی دارم که.......

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها مـــــهربان، خوب، قشنگ.........چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد او همه درد مرا می داند یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است او خدایست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند، او مرا می خواهد

زندگی گريه ی مختصريست... مثل يك فنجان چای... وكنارش عشق است...مثل يك حبه ی قند...زندگی راباعشق نوش جان بايد کرد‏!‏‏!

من خدایی دارم که هرگاه با عمق جانم صدایش کنم حتما پاسخ می دهد ای خدای مهربون من شاکر که تو م که معبود منی .
من خدایی دارم که اندازه کرمش به من لطف دارد اما من به اندازه وسعت روح خودم هم او را سپاس نمیگویم وسعت کرامت خودش پیشکش
الاها
----------------------- زیبای من!
چنانت محتاجم، که بی تو زندگی ام نیست، و چنانت مشتاقم، که جز تو، دل دادگی ام.
چندانت مهربان یافتم، که تنها به تو دل باختم.
ای آن که نامت بلند است و حدیث بودنت، بی چون و چند! ای زیبای محض
! من سر در تسلیم تو تا بردم و نقش غیر از تو ستردم؛ هیچ نماند، الآ عشق. تو را با کدامین واژه باید ستود؟ که ستایش گری خُردینه ام و پرستش گری، کمینه.
من خدایی دارم به معنایی واقعی
لایک