شهید کامران شبان چالش تری +تصویر
شهید کامران شبان چالش تری +تصویر
تصویر شهید کامران شبان چالش تری که الان به دستم رسید
شادی روحش صلوات ختم کنید
شادی روحش صلوات ختم کنید
خدا رحمتش کنه.واقعا سخته.خیلی جوون بوده
خداوند رحمتشون کنه وبه خانوادهاشون صبر بده....
روحشان شاد ویادشان گرامی....
روحشان شاد ویادشان گرامی....
خدا رحمتشون کنه ..... خدا صبر به خانوادهاشون بده
برای تو که نان را به قیمت جان خریدی :
نمی دانم به کدامین ترازو سزای تو که نان بازو خوردی این شد .
نمی دانم کدامین حرام عرب زادگان خواستند تو ، تویی که روزی ات را از فلز گداخته می گرفتی ، روزی ات فلز گداخته شود .
به سینه ات گرمی آغوش فرزند کجا و گرمی آتش فشنگ کجا ...
یاذ شهید شهرمان کامران شبان گرامی باد .
نمی دانم به کدامین ترازو سزای تو که نان بازو خوردی این شد .
نمی دانم کدامین حرام عرب زادگان خواستند تو ، تویی که روزی ات را از فلز گداخته می گرفتی ، روزی ات فلز گداخته شود .
به سینه ات گرمی آغوش فرزند کجا و گرمی آتش فشنگ کجا ...
یاذ شهید شهرمان کامران شبان گرامی باد .
خدا رحمت شون کنه!! صبر چمیل به خانواده هاشون بده ..... واقعا سخته که با تن سالم برن و با تن زخمی و خون الود و یا حتی سوخته برگردند نزد خانواده هاشون 
خدا رحمتش کنه ما که خیلی اعصابمون خورد شده هنوز جنازه اش شناسایی نشده......خدابه خانواده اش صبر بده....
خدا رحمتشون کنه
خدا بیامرزه همه افرادی که در این جریان به شهادت رسیدند
خدا بیامرزه همه افرادی که در این جریان به شهادت رسیدند
به یاد تو ای صنعتگر شهید
باور هجران تو ای کامران جان مشکل است ساختن تنها فقط با خاطراتت مشکل است
مهربانی های تو شد نقل در هر انجمن دست شستن از تو ای کوه محبت مشکل است
گاه گویم شاید آیی ای مه شیرین سخن باور این رفتن بی بازگشت ات مشکل است
مانده ا م حیران و مبهوت از چنین کوچ غریب فکر نادیدن تورا ای شهر الفت مشکل است
زخم این هجران و این داغ غم افزا ، بر دلم تا ابد باقی بماند ، دل بریدن مشکل است
کاش بد بودی ، به دلها اینچنین مهرت نبود شهر را ماتم گرفته ، چون فراقت مشکل است
با عروجت باورم شد زودتر خوبان روند چید گلچین نوگلی خوش بو ، وداعش مشکل است
هم قلم وامانده و هم دفترم آرد خروش گویدم واماندن از فیض شهادت مشکل است
یا حسین جان ، کامران از عاشقانت بوده است کن شفاعت این شهیدی را که هجرش مشکل است
اشک چشم(( پوریا ))سبقت گرفت از این قلم ریخت بر این شعر حزن انگیز و گفتا مشکل است
روحش شاد و یادش گرامی
باور هجران تو ای کامران جان مشکل است ساختن تنها فقط با خاطراتت مشکل است
مهربانی های تو شد نقل در هر انجمن دست شستن از تو ای کوه محبت مشکل است
گاه گویم شاید آیی ای مه شیرین سخن باور این رفتن بی بازگشت ات مشکل است
مانده ا م حیران و مبهوت از چنین کوچ غریب فکر نادیدن تورا ای شهر الفت مشکل است
زخم این هجران و این داغ غم افزا ، بر دلم تا ابد باقی بماند ، دل بریدن مشکل است
کاش بد بودی ، به دلها اینچنین مهرت نبود شهر را ماتم گرفته ، چون فراقت مشکل است
با عروجت باورم شد زودتر خوبان روند چید گلچین نوگلی خوش بو ، وداعش مشکل است
هم قلم وامانده و هم دفترم آرد خروش گویدم واماندن از فیض شهادت مشکل است
یا حسین جان ، کامران از عاشقانت بوده است کن شفاعت این شهیدی را که هجرش مشکل است
اشک چشم(( پوریا ))سبقت گرفت از این قلم ریخت بر این شعر حزن انگیز و گفتا مشکل است
روحش شاد و یادش گرامی
با قلبی از اندوه در فراق دوست گرامی کامران شبان که در حادثه تروریستی در استان دیاله عراق به شهادت رسید
برای تو می نویسم برای تو که سینه ات آماج گلوله های دژخیمانی شد که می خواستی با غیرت در عرصه سازندگی، وطن شان را آباد کنی !!!
کامران از این جهان بار سفر را بست و رفت شهد شیرین شهادت زین جهان نوشید و رفت
کامران رفتی ولی داغت جگرها خون کند مانده در ذهنم همان لبخند زیبایی که رفت
صبر هم زانو زده نتوان تحمل آورد گویدم صد آه و افغان زین گل احمر که رفت
کامران نامت ولی کامت شهادت برگزید حسرتا از این گل خندان که پرپر گشت و رفت
طینت پاک تو ای زیبا جوان از خاطرم تا قیامت کی رود یاد جوانمردی که رفت
سینه ای مشتاق از دیدار فرزندی عزیز آه از این نامردمی ، نادیده فرزندی که رفت
آرزویم هست حشرت با شهید کربلا هر زمان وقت سفر شد بار باید بست و رفت
از خدا خواهش کنم صبری جمیل ، اجری جزیل بهر آن گلشن که این بلبل از آن پر بست و رفت
کامران هجرت تمام دوستانت را فسرد (( پوریا )) وقت سفر باید سبک بارانه رفت
برای تو می نویسم برای تو که سینه ات آماج گلوله های دژخیمانی شد که می خواستی با غیرت در عرصه سازندگی، وطن شان را آباد کنی !!!
کامران از این جهان بار سفر را بست و رفت شهد شیرین شهادت زین جهان نوشید و رفت
کامران رفتی ولی داغت جگرها خون کند مانده در ذهنم همان لبخند زیبایی که رفت
صبر هم زانو زده نتوان تحمل آورد گویدم صد آه و افغان زین گل احمر که رفت
کامران نامت ولی کامت شهادت برگزید حسرتا از این گل خندان که پرپر گشت و رفت
طینت پاک تو ای زیبا جوان از خاطرم تا قیامت کی رود یاد جوانمردی که رفت
سینه ای مشتاق از دیدار فرزندی عزیز آه از این نامردمی ، نادیده فرزندی که رفت
آرزویم هست حشرت با شهید کربلا هر زمان وقت سفر شد بار باید بست و رفت
از خدا خواهش کنم صبری جمیل ، اجری جزیل بهر آن گلشن که این بلبل از آن پر بست و رفت
کامران هجرت تمام دوستانت را فسرد (( پوریا )) وقت سفر باید سبک بارانه رفت