مولا علی

مولا علی

اشعار شاعران دابا • 1392/09/26 @mb13
مولا علی
شبی نزدکسی رفتم که میگفت علی والاترین مرد زمین است
برای راز دل هایی که غم داشت ولی بعد از نبی بالاترین است
امیرالمؤمنین شب های خود را به پای فقر مردم صرف می کرد
شب مو های خود را از غم غیر به رنگ دانه های برف می کرد
برای فاطمه بعد از خداوند علی بالاترین محسوب می شد
درآن حولی که براحوال می کرد بدی تا بی نهایت خوب می شد
اگر روزی بخواهم قصه ای را ازآن والاترین منظومه سازم
چو دستانم گنه آلوده هستند دودستم ازوضو معصومه سازم
هنوز آن لحظه شیرین نیامد که خودراهمچوحوری پاک بینم
اگرآن لحظه برمن زنده می شد زشادی جان خوددرخاک بینم
ولی قبل ازرها گشتن از این تن ازاو شعری به دفتر می نویسم
اگر کاغذ پر از وصف علی شد به برگی تازه از سرمی نویسم