دلنوشته های کوهستان
دلنوشته های کوهستان
درود ایمان جان
درود
نثر بسیار زیبا و شاعرانه ای بود
درود
نثر بسیار زیبا و شاعرانه ای بود
و امروز هم زیباست...
چونان که دیروز بود و فرداها خواهد بود.
خورشید با قدرت تمام پرتو افشانی میکند، کوه ها قد بر افراشته اند، گیاهان دلبری میکنند، نسیم میوزد و پرندگان با آنچه که در توانشان میرود، آزادی را استنشاق میکنند...
ممنون بهنام خان..
این تاپیکا باید تغییر نام بدم به ( دلنوشته های کوهستان ) تا همه بیان و
پست بزارن
این تاپیکا باید تغییر نام بدم به ( دلنوشته های کوهستان ) تا همه بیان و
پست بزارن
خواهش میکنم
منم موافقم
هر کسی شعر ، نثر ، یا هرمتن ادبی که در مورد کوه و کوهستان داره با ذکر منبع ارسال کنه
متشکر
منم موافقم
هر کسی شعر ، نثر ، یا هرمتن ادبی که در مورد کوه و کوهستان داره با ذکر منبع ارسال کنه
متشکر
از میان پنجره پیداست نقش کوه
ایستاده همچو دیرینه حکیمی با فراست،
تهی ز هر تمنا، لبریز از عشق.
بس درختان و گلان
میمکند از شیرة جانش دمادم.
خاطرش مختل نگردد.
و گاه بارش باران
که انگار کوزه بشکسته اند ابرها،
میکنند لبریز کوهستان را ز سبزی و طراوت.
چو طوفان اوج گیرد،
میکند دریاچه رالبریز،با عشق و شفقت.
رودها آنگاه شوند جاری،
سراپا گوش دریا.
آفریند پاره های ابر را خورشید
باد برد بر بالهای نرم خویش
باران را،بهر کوهستان.
هست این بازی بی پایان
که کوهستان نظاره میکند هر دم
خالی ز تمنا.
ایستاده همچو دیرینه حکیمی با فراست،
تهی ز هر تمنا، لبریز از عشق.
بس درختان و گلان
میمکند از شیرة جانش دمادم.
خاطرش مختل نگردد.
و گاه بارش باران
که انگار کوزه بشکسته اند ابرها،
میکنند لبریز کوهستان را ز سبزی و طراوت.
چو طوفان اوج گیرد،
میکند دریاچه رالبریز،با عشق و شفقت.
رودها آنگاه شوند جاری،
سراپا گوش دریا.
آفریند پاره های ابر را خورشید
باد برد بر بالهای نرم خویش
باران را،بهر کوهستان.
هست این بازی بی پایان
که کوهستان نظاره میکند هر دم
خالی ز تمنا.
من دیدم
درد خیلی ها رو تو چشمانشون دیدم ...
امیدوارم از روی دردها هم جامپ بزنی و به بونوس های زندگیت برسی و در آخر خندان و شاد به مسیر تاپ شده ی زندگی با امید لبخند بزنی ..
اینم یکی از کارای قدیمی ....
.......پاییز هم که باشی
نمیتوانی دل من را سرد کنی
مگر لبخند گرم کاجهای بهاری قلبام را ندیدهای؟!...............
درد خیلی ها رو تو چشمانشون دیدم ...
امیدوارم از روی دردها هم جامپ بزنی و به بونوس های زندگیت برسی و در آخر خندان و شاد به مسیر تاپ شده ی زندگی با امید لبخند بزنی ..
اینم یکی از کارای قدیمی ....
.......پاییز هم که باشی
نمیتوانی دل من را سرد کنی
مگر لبخند گرم کاجهای بهاری قلبام را ندیدهای؟!...............
ممنون ایمان جون
تو را از کدام قله...
ز کدام پاکوب؟
تو از کجای قصه کوهسارانی...؟
که تاب و تب غبار کوله بارم را٬ در این هیاهوی وحشی!
به مهر می افشانی. دماوند
آخی یادش بخیر ...
اون روزا یادته من و تو یه فولکس !!!!
1 کیلو کم کردن تو یه برنامه خیلی زیاده نه ؟؟؟
جهانبین که برای ما همیشه خاطرس بهنام
اون روزا یادته من و تو یه فولکس !!!!
1 کیلو کم کردن تو یه برنامه خیلی زیاده نه ؟؟؟
جهانبین که برای ما همیشه خاطرس بهنام
ای کوه بلند
ای سراپا همه پند
ز تو این تجربه آموخته ام که نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان
و هراسی ندهم راه به دل از طوفان
کاه بودن ننگ است
کــــــــــــوه می باید بود
ای سراپا همه پند
ز تو این تجربه آموخته ام که نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان
و هراسی ندهم راه به دل از طوفان
کاه بودن ننگ است
کــــــــــــوه می باید بود