مناجات یک دانشجو در شب امتحان
اتاق‌های اصلی متفرقه بحث و گفتگوی آزاد مناجات یک دانشجو در شب امتحان
آرشیو تاپیک

مناجات یک دانشجو در شب امتحان

بحث و گفتگوی آزاد • 1392/09/19 @bahar44
مناجات یک دانشجو در شب امتحان
مناجات یک دانشجو در شب امتحان


بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود
هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود
واقعا شب امتحانا سخت میگذره...
یکم درس بخونیم سخت نیست ما میذاریم دقیقه 90 میخونیم