اینم فک و فامیله ما داریم
اینم فک و فامیله ما داریم
به مامانم میگم : مامان جورابای من رو تخت بود چیکارشون کردی ؟
میگه : چه میدونم حتما گذاشتی تو فیس بوکت !!!
مامانم داشت آشپزی میکرد رفتم ناخونک بزنم با یه خشم عجیبی گفت این روغنو میریزم رو صورتتا !!!
یعنی ۱۹سال جلبک پرورش داده بود اینجوری رفتار نمی کرد باهاش …
دختر داییم ۴سالشه اومده میگه : باست نقاشی تشیدم !
من : عزیزم بده ببینم !
دختر داییم : منو دوش دالی ؟
من : معلومه جیگر !
دختر داییم : خیل خب ! این تویی اینم منم … اینام بچه هامونن !
من ۴سالم بود با شب اِدراری دست و پنجه نرم میکردم !
دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام :
تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار پای سفره پهن کن !!!
محبت همینجوری داره میپاشه رو در و دیوار …
میگه : چه میدونم حتما گذاشتی تو فیس بوکت !!!

مامانم داشت آشپزی میکرد رفتم ناخونک بزنم با یه خشم عجیبی گفت این روغنو میریزم رو صورتتا !!!
یعنی ۱۹سال جلبک پرورش داده بود اینجوری رفتار نمی کرد باهاش …

دختر داییم ۴سالشه اومده میگه : باست نقاشی تشیدم !
من : عزیزم بده ببینم !
دختر داییم : منو دوش دالی ؟
من : معلومه جیگر !
دختر داییم : خیل خب ! این تویی اینم منم … اینام بچه هامونن !

من ۴سالم بود با شب اِدراری دست و پنجه نرم میکردم !

دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام :
تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار پای سفره پهن کن !!!
محبت همینجوری داره میپاشه رو در و دیوار …
