غذایی کاملا مقوی
غذایی کاملا مقوی
مواد لازم برای درست کردن یه صبحانه -ناهار-شام
مخصوص دانشجویان (خواهرانی که غذا در اوایل دانشگاه بلد نیستند درست کنند)
1-چهار عدد تخم مرغ
2-دولیوان اب
3-مقداری نمک
4-کره یا روغن
چهار عدد تخم مرغ را بذارید تو یه قابلمه کوچیک و دو لیوان اب بهش اضافه میکنید سپس 25 دقیقه بزارید تا خوب بجوشه .
تخم مرغ ها را پوست بکنید و با روغن مخلوط و کمی ریز کنید (خرد کنید) و سپس نمک بزنید.
امید وارم از این اموزش خوشتون بیاد .
دوستان میتونند با نظراتشون ما را همیاری بکنند.
مخصوص دانشجویان (خواهرانی که غذا در اوایل دانشگاه بلد نیستند درست کنند)
1-چهار عدد تخم مرغ
2-دولیوان اب
3-مقداری نمک
4-کره یا روغن
چهار عدد تخم مرغ را بذارید تو یه قابلمه کوچیک و دو لیوان اب بهش اضافه میکنید سپس 25 دقیقه بزارید تا خوب بجوشه .
تخم مرغ ها را پوست بکنید و با روغن مخلوط و کمی ریز کنید (خرد کنید) و سپس نمک بزنید.
امید وارم از این اموزش خوشتون بیاد .
دوستان میتونند با نظراتشون ما را همیاری بکنند.
سلام من امشب از همینا درست کردم با بابام خوردیم و لذت بردیم
یه کم هم گذاشتیم برای مامان بیاد ببینه دخترش چه کارا از دستش میاد و رو نمیکنه.
منتظر آموزشهای بعدیتون هستیم.
یادتون باشه که همیشه بهترین آشپزا مردا هستن.
یه کم هم گذاشتیم برای مامان بیاد ببینه دخترش چه کارا از دستش میاد و رو نمیکنه.
منتظر آموزشهای بعدیتون هستیم.
یادتون باشه که همیشه بهترین آشپزا مردا هستن.
ممنون از دستگاه مطلب خون مغز همه دوستان!
یاد روزی که در خانه دانشجویی در اشپزخونش پر ظرف بود
یاد روزی که روغن سرخ شده ده بار دیگه مصرف میشد
یاد روزی که اومد ماکارونی درست کنم ریخت رو زمین برداشتم انداختم تو قابلمه
یاد روزی که تف میکردیم تو غذای بچه های خابگاه تو اشپزخونش
یاد روزی که تاز وارد های خابگاه یخچال پر میوه میکردن من شب ساعت دوازده می دزدیدم پوستش اویزان یخچالشون میکردم.
یاد روزی که یخچال اساتید خالی میکردم
یاد روزی که انار دزدی تو شهرضا بین کلاس ها بدون من برا بچه ها صفایی نداشت
یاد روزی که کل سالن غذا خوری با انار های دزدی پذیرایی شد
یاد روزی که استاد گفت برو اب بیار برام فلاکس چای رو با اون بزرگی اوردیم سرکلاس
یاد روزی که برنج گذاشتم و با مرغ
یاد روزی که یه بار تو دوسال تونستیم گوشت بخریم
یاد روزی که تو محرم تو شهرضا اشپزخونه تعطیل بود نذر ابوالفضل و حسین و خوردیم
یاد روزی که برای سالاد الویه دانشگاه شب ها اعتراض میشد اولین نفر اتاق 11 بود
یاد روزی که دیگ های اشپزخونه دانشگاه کمک اشپز می شستیم
یاد روزی که .... اخرش خدا میدونه چی میشیم.
ای تخم مرغ غذای همیشگی
تو بودی همدم ما زمان بی پولی
تو روغن تو اب یه رنگی
شب ها به خاطرت میشدیم فشنگی