امام رضا و رک گوییش/طنز
امام رضا و رک گوییش/طنز
تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چحوری منو میبینی...
علامه جعفری میگوید : فردی تعریف میکرد
تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چحوری منو میبینی... نشونشم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین کسی که با من حرف میزنه من پیامتو بگیرم وارد صحن که شدم . خانممو گم کردم . اینور و بگرد و اونور رو بگرد .
یه دفعه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم کجایی ؟
روشو که برگردوند دیدم زن من نیست ؟ بلافاصله بهم گفت : " خیلی خری "
حالا منم مات شده بودم که امام رضا چقدر رک حرف میزنه
زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش میکنم گفتش " نه فقط خودت . پدر و مادر و جد و ابادتم خرند "
علامه میگوید این داستان را برای مطهری تعریف کردم . تا 20 دقیقه میخندید