عشق بربادرفته...
عشق بربادرفته...
عشق برباد رفته ام کوتا ببیندحال من
نیست تایکدم کندگریه به حال زارمن
امشب ازبس که دلم هوای یارم کرده است
همه دردمراگوشه چشمم برده است
کاش بودی تادمی همدردغم هایم شوی
کاش قبل ازرفتنت ازکوچه ماهم روی
لااقل برگرد ببین حال منه دل خسته را
تابگویم برتو من حال دل شکسته را!
پای من کج بودیاکه راه من؟؟؟؟؟؟
کی ربودعشق مراای ماه من؟؟؟؟؟؟
نیست تایکدم کندگریه به حال زارمن
امشب ازبس که دلم هوای یارم کرده است
همه دردمراگوشه چشمم برده است
کاش بودی تادمی همدردغم هایم شوی
کاش قبل ازرفتنت ازکوچه ماهم روی
لااقل برگرد ببین حال منه دل خسته را
تابگویم برتو من حال دل شکسته را!
پای من کج بودیاکه راه من؟؟؟؟؟؟
کی ربودعشق مراای ماه من؟؟؟؟؟؟
ومرگ عشق اینجاست
آری !درست میبینی من درپس نقطه پایان ایستاده ام
وبرخرمن عشق دیرین خویش آتش می افکنم
آه آتش زدن عشق بادست خویش چه....
ناجوانمردانه است !
آری... زندگی بی عشق نیزشدنی است
اما...برای چون منی همیشه عاشق
مرگ روح عشق ودلدادگی ست
غلط است این که میگویند:
<<شاهنامه آخرش خوش است>>
شاهنامه عشق آخرش خوش نیست
آخرش مرگ است،درداست،پوچی ست!!!!
آخراین غم ها فراموشی ست...
دیرزمانیست فراموش شدم
فراموشی کار آسانی نیست
برای من ولی.....