هزار حرف نگفته
میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های که حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه، چند هفته، یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟!
ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم.
میخوام تو تمام لحظه هایی که میتونیم داشته باشیم،با تو باشم.
کنارت،
همراهت،
هم قدم
و هم نفس با نفس کشیدنت.
میخوام تا میتونم صدای قلب مهربونت رو بشنوم. تا میتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ کنم.
میخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتی نیستی، از حفظ بشمارم و ثانیه هام رو با تو تنظیم کنم.
کنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بیارم.
مراقب چشمات باش، تا امیدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا کنارت بمونم.
امــا
اعتمــاد کنــی کــه ایــن کــار را نمــی کنــد . . .
کمی هم سواد در چنته ام
دایره ی واژگانی هم هست، نه به وسعت دنیا
اما آنقدر هست که بگویم،
از ذره ذره ی احساسم
ولی دلم دل دل میکند
بیایی، تا چشم به چشمانت بدوزم
و تو حرفهایم را بخوانی، لا به لای نگاهم ...
و همـــاننده زمــین لرزه روحــت رو ویــران میکنــه و تـــوی مــدت زمــانی کــه باهـــاشی دوبـــاره روحـــت شـــروع به ساخــتن میـــکنه
ولـــی ایــــن بـــار مصـــالــح اســـتـــفاده بــرا ســـاختــنش فـــرق مـــیکنه.
ایــن بــار با خنـــده هــاش با بــرق چشـــاش
با حــرفهــای شـــیرینــش روحت دوبــاره زنــده میشـــه
و به خــاطر همـــینه کــه هیــچ وقــت فرامـــوش نمیشـــه چـــون قســـمتی از وجـــودت شـــده...!
وقتی به تو فکر می کنم گریه امونم نمیده، فرصت اینکه یه نفس آروم بمونم نمیده
کاشکی بودی و اینجا می دیدی، که دلم طاقت دوری نداره
کاشکی بودی و اینجا می دیدی، چشمای من بی سرو سامون می باره
حرفای ناگفته زیاده ولی چه فایده گل من، داد و امون از این جدایی
نموندی تو ببینی چی آوردی به روزم، بیا ببین تو حسرت نگات دارم می سوزم
باید تو رو ببینم ولی آخه چه جوری، آخه چرا تو از چشای من این همه دوری
بدون وقتی نباشی روزام تاریک و سرده، نگام مثل یه سایه به دنبالت می گرده
تموم زندگی رو توچشمای تو دیدم، بذار تا جون بگیرم نفس از تو بگیرم
حرفای ناگفته زیاده ولی چه فایده گل من، داد و امون از این جدایی
نموندی تو ببینی چی آوردی به روزم، بیا ببین تو حسرت نگات دارم می سوزم
باید تو رو ببینم ولی آخه چه جوری، آخه چرا تو از چشای من این همه دوری
آهنگ زیبای حرفای ناگفته از علی لهراسبی(پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید)
هـمـه ی ایـن نـوشـتـه هـا...
بـهـانـه ایـسـت... بـرای اعـتـراف
دوست داشتنت...!!!
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد
تویی که با آمدنت شب هایم نیز همانند روزهایم روشن است
و مهربانی و عشقت را مانند گرما و نور خورشید به من بخشیدی
خورشید زندگی ام دوستت دارم
و تا آخرین غروب زندگی ام در کنارت خواهم ماند
چیزی در من از دست می رود…
باور کردنی نیست
که چگونه
حجم اینهمه خاطره
در چمدان کوچکت جا می شود !
فریاد می زنم اگر
این بغض لعنتی امانم دهد !
امان نمی دهد…
پس آهسته زیر لب می گویم:
"مراقب خاطره هایمان باش ...