احوالات یک دانشجوی ایرانی در طول سال
احوالات یک دانشجوی ایرانی در طول سال
احوالات یک دانشجوی ایرانی در طول سال (آخر خنده)
دخترا
به نظر من که دخترا این جوری نبودن همش خر خونی میکردن بعدش هم سر 5 صدم اختلاف با پسرا ناراحت حسودیشون میشد.
هر چند من 4 سال کارشناسی دختر تو کلاسمون نبود ولی درک میکردم اینجورییییییییییییییییییییییی ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
هر چند من 4 سال کارشناسی دختر تو کلاسمون نبود ولی درک میکردم اینجورییییییییییییییییییییییی ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
باز رسیدیم به آخر ترم :| :| :| ، برم جزوه هامو جور کنم.مرسی بابت یادآوری
من نمی دونم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی، حتی خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح HD یادِ آدم میاد!
ای حال میداد حال مراقبا رو بگیریم.تجربه کردین دوتا امتحان باهم داشته باشید تخصصی بعد مهمون بیاد واستون یک هفته بمونن وقتی رفتن شب قبل امتحان دعوت شی برا عروسی؟ساعت یازده بدو بیا پای امتحان ساعت یک و نیم خوابت بگیره.هشت بلندشی با ابهت تمام بری سر امتحان.پسرا هم امداد غیبی بخوان ازت