این روزا ........

این روزا ........

خودمونی • 1392/08/04 @majid1986h
این روزا ........

ايــن روزهــ ـا در مـــن


حــااـتِ فــ ـوق الــعـ ـاده


اعـــــ ـــــلام شـــده اســـت


بـيـــش از حــد مـجــ ــــ ــــ ــــاز


دلـتـنـگـــ ـــ شــــده ام. . .

برای تو می نویسم...

برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست
...

برای تویی كه احسا سم از آن وجود نازنین توست ...


برای تویی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تویی كه چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

برای تویی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تویی كه وجودم را محو وجود نازنین خود كردی...

برای تویی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

... تویی كه سـكوتـت سخت ترین شكنجه من است برای

برای تویی كه قلبت پـا ك است ...

برای تویی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تویی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

تونبودی ومن باعشق نا اشنا بودم...

تونبودی و در نهان خانه دلم جایت خالی بود...

تونبودی وباز به تو وفادار بودم...

تونبودی وجز توهیچکس را به حریم دلم راه ندادم...

وتو امدی،از دور دست ها...

ازسرزمین عشق...

تومراباعشق اشنا کردی...

باتو تا عرش دوست داشتن سفرکردم...

تومفهوم عاشق بودن را به من اموختی...

باتوکامل شدم...

باتو بزرگ شدم...

باتو الفبای عشق رااموختم...

ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم...

به تو و کلبه عاشقانه مان بالیدم...

تونیمه گم شده ام شدی...

حال که اینچنین شیفته توام باش تادرکنارت ارامش یابم...

حتی برای لحظه ای ازمن جدانشو...

بدون تو دستم سرد است...

بدون تو اغوشم تهی ولبریز درد است...

به حرمت عشقمان...

به حرمت لحظه های زیبایمان...

نرو که بی تومن هیچم...

بمان با من...

بدان که تاابد نام تو درقلبم حک شده است...

بدان که عشقمان همیشه پاک خواهد ماند...

به وفایم ایمان داشته باش...

تا به تو نشان دهم معنی واقعی واژه عشق را...

این روزها دلم خودت را میخواهد...خیالت که همیشه هست....
این روزا تنها تر از همیشه شدم

آره من میدونم دوست داری

بدون این روزا با کیم

دل دست کی دادمو

از روزای خود راضیم

آره من میدونم دوست داری

بدونی من کجا هستم

دل به دل عاشق کی این روزا بستم

به خدا کنارتم هنوز به خدا به یادتم هنوز

سرتو بالا بیاری میبینی چشم به راحتم هنوز

از این دنیای بی احساس یه روز حقتو میگیرم
چه فایده وقتی میدونم یه روز از یاد تو میرم
یه روز از یاد تو میرم

فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ، بس که حالم گرفته است ، چشمانم غرق در اشکهایم شده . . .
دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی . . .
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد . . .
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ،



انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت

دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم ، اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم




در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم
تو هم مثل... خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی

گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ، چه فرقی میکند بودن یا نبودنت ؟



سوز عشق تو هنوز هم چهره ام را پریشان کرده ، دلم اینجا تک و تنها راهش را گم کرده ، هنوز هم دلت نیامده و خیالت ، خیال مرا پریشان کرده . . .