فراموش شدن
فراموش شدن همیشه از نبودن نیست !
گاهی از نزدیک شدن زیاد فراموش میشی … !
مرا تنهـــای تنهـــــا آفریــــــدند
مرا چون سیــــل غمها آفریدند
تمــــام زندگـــــی را حــد نهادند
مرا بی دسـت و بی پا آفریدند
تمـــــام رود ها را غـــم نهادنـــد
مرا در عـــمق دریا آفریـــــدند
میان این همه یکرنگ و یکدسـت
مرا پنـــــهان و پیـــــدا آفریدند
جمال این همه یوســف ندیدنـــد
مرا همــــچون زلیـــخا آفریدند
نـه هشــــیاری نـــــه بیـــــداری
مرا در خــــواب و رویـا آفریدند
گرفــــتار و عـــــزادار و بلاکــــش
مرا دور از خوشــی ها آفریدند
ولی ارزد یکـــــی ایـن بر همه آن
......................... !
خیلی وقت است فراموش کرده ام
کدامیک را سخت تر می کِشم؟!
رنج... انتظار... یا...
نفــس را...؟!