همه بیاید مشاعره

همه بیاید مشاعره

شعر و داستان • 1392/08/01 @merya
همه بیاید مشاعره

همه بیاید مشاعره

دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن...
چون خموشان بی گنه روی بر آسمان مکن...
نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست
گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو
وفا نکردی و کردم.جفا ندیدی و دیدم...................شکستی و نشکستم.بریدی و نبریدم
من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی ونپایی
يك روز دو دلباخته بوديم من و تو!..........
اكنون تو ز من دل‌زده‌اي! من ز تو دلتنگ...
گــل بــــی رخ یـــار خـــوش نباشـــد
بــی بـــاده بهـــار خـوش نبـاشــد

دوک نخ ریسی بیاور؛ یوسف مصری ببر

شهر از بازار یوسف‌های ارزان پر شده است
تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد
وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت...
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو