جونقان سرزمين من
جونقان سرزمين من
طعه شعری در وصف شهر جونقان
روزگاریست که در شهر ما بیماریست
که این بیماری ما نادانیست
این نادانی که خود دیواریست
که دور تا دور این آبادیست
مردم در این فکرند که فرمانداری نیست
ولی نمیدانند که اصلا مردمانی نیست
که افسوس در این تاریکی
اصلا چراغی پیدا نیست
مردم باید بدانندچراغ آبادی
همان مردمانی است که در تاریکیست
که باید بدانند باهم بودن
دوای درد این بیماریست.
جونقان یکی ازکانونهای تاریخی استانه . با مردمانی که اصالتشون قشقاییه .اما نمودونم چرا اکثرا فکرمیکنن مردم جونقان ازبختیاری ها هستند
دمت گرم .ره این موضوع خیلی آزارم میده. راستی چرا ابنجوریه؟
عالی بود.