خیال میکردم یکسری از فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند
خیال میکردم یکسری از فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند
من خیال میکردم یک سری از این فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند، مثلا فکر میکردم شهید حسن باقری یک آشنایی در جنگ داشته که پارتی بازی کرده و او را به جبهه آورده و فرمانده کرده است.
* صحنههای جنگ بازسازی است؟
- بله. همه آنها بازسازی شده است. در این کار ما از حضور افرادی نظیر سردار نقدی، آقای رضایی، آقای جعفری، آقای همدانی و ... که از جمله همرزمان این شهید بودند استفاده کردیم. با آنها گفـتوگو شده که مثلا در فلان عملیات حسن چه گفته است و نظرش چه بود. به خاطر همین ما از نگاتیو 16 میلیمتری استفاده کردیم و دوربینی که به کار بردیم نیز قدیمی بود تا همه چیز درست از آب دربیاید. نگاتیوهایی که از صداوسیما گرفته شد، نگاتیوهایی بود که صداوسیما قصد داشت آنها را دور بریزد ولی ما برای حقیقی بودن کار از آنها استفاده کردیم.
* در کار به نظر میرسد از آرشیو اجتماعی موجود در سازمان صداوسیما هم در کنار آرشیو مربوط به دفاع مقدس استفاده شده و در صحنههایی مخاطب با بافت شهری و اجتماعی آن زمان هم روبرو میشود.
- بله. در برخی موارد گویا از فیلمهای قدیمی استفاده شده که به داستان خطی و روایت نزدیکتر شود.
دیداری با خانواده شهید باقری نداشتم
* شما در طول حضورتان در ساخت این مجموعه با خانواده شهید باقری هم رفت و آمد داشتید؟ از نظرات آنها هم استفاده کردید؟
- متاسفانه خیر. برای اینکه من زمانی به کار آمدم که فرصت خیلی زیادی باقی نمانده بود و آخرهای ساخت مستند بود. چند بار هم خواستیم این اتفاق بیفتد و من از نزدیک با خانواده ایشان آشنا شوم که متاسفانه نشد، ولی با دوستان ایشان نظیر آقای همدانی و آقای رضایی که آمده بودند سر صحنه، توانستم درباره خصوصیات اخلاقی شهید باقری صحبت کنم.
* بعد از پایان کار چطور؟ تا به حال نشده که خانواده ایشان شما را با گریم حسن باقری ببینند؟
- خیر. متاسفانه این اتفاق نیفتاد. چون بعد از این کار نیز من بلافاصله سر کار دیگری رفتم و این توفیق را پیدا نکردم.
* از نظر خانواده ایشان هم مطلع نیستید؟ نمیدانید کار را که دیدند راضی بودند یا خیر؟
- نه متاسفانه. هنوز این موضوع را پیگیری نکردهام. ما قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کنیم، برخی صحنهها را تست کردیم که دوستان شهید باقری ببینند و همه شباهت من به ایشان و باورپذیری نقشم را تائید کرده بودند.
آقای رضایی به من گفت تلاش کن به تنهایی حسن برسی
* وقتی دوستان شهید باقری سر صحنه آمدند و شما را با گریم دیدند، واکنششان چطور بود؟
- اولین برخوردم با آقای رضایی بود. اولین چیزی که ایشان به من تاکید کرد این بود که تلاش کن به تنهایی حسن برسی. تنهایی حسن مهم است. پنج تا 6 بار این موضوع را برای من تکرار کردند. من از ایشان خواستم بیشتر با من صحبت کنند. من به آقای مهدویان گفتم که آقای رضایی این حرف را به من زدهاند، به او گفتم برای برخی سکانسها بگذار تنها باشم، شاید منظور آقای رضایی این بوده است. آقای مهدویان مخالفت کرد و گفت فکر نمیکنم منظورشان این باشد. برو و بگرد و تنهایی شهید باقری را در چیز دیگری جستوجو کن. تا اینکه چند روز بعد به این نتیجه رسیدیم که منظور این نیست که او در لاک خودش فرو رفته باشد. او بسیار دل گنده بود و همواره هم هوای زیردستیهایش را بیشتر از بالادستیهایش داشت. او مدام متمرکز روی کارش بود. تنهایی حسن روی کارش بود و اگر در جمع هم بود، ذهنش روی کارش متمرکز بود. من هنوز موفق به دیدن بازخوردها نشدهام. فقط چند نفر از دوستانش را دیدم، آن هم در زمان بسیار کم، اما به نظر من اولین کاری که ما معمولا برای شهدا انجام میدهیم این است که او را از ابتدا آسمانی تصویر میکنیم و میگوییم که او از ابتدا همینطور بوده است، اما در مورد شهید باقری این طور نیست. ما از همان ابتدا قرار گذاشتیم که شهید باقری را به عنوان یک انسان معمولی تصویر کنیم؛ مثل بقیه. بچهای که درسش را هم نمیخوانده و زمان بچگی با بقیه دعوا هم میکرده است. یک هو او را یک آدم مخلص و خاکی نکنیم. یک آدم معمولی. اما چیزی که در او برجسته بود، ایمان و اعتقادش بود. او اعتماد به نفس بالا و ایمان قوی داشت. در 60 سکانسی که از او میبینید، متوجه میشوید که هیچ وقت در کارهایش اما و اگر نداشت. شاید نداشت. او میگفت باید بشود. این باید برایش خیلی مهم بود. او اعتماد به نفس بالایی داشت. قبلا هم تجربه نظامی نداشته و جنگ را تجربه نکرده اما با اعتماد به نفس بالا کارش را انجام میداد. حتی زمانی هم که میرود به روزنامه و کار میکند، هدف داشته است.
* کدام خصیصه شهید باقری بیشتر روی شما تاثیر گذاشت؟
- اعتماد به نفس و شجاعتش برای من بیشترین مرکز توجه بود. ایمان به کاری که انجام میدهد، خیلی والاست.
خیال میکردم یک سری از فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند
* شما در این کار چقدر شناختتان از شهید باقری بیشتر شد؟
- خیلی. اصلا نگاه من را به خیلی از فرماندهان جنگ عوض کرد. تا بروم درباره بقیه هم بدانم. من خیال میکردم یک سری از این فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند. مثلا فکر میکردم شهید حسن باقری یک آشنایی در جنگ داشته که پارتی بازی کرده و او را به جبهه آورده و فرمانده کرده است. حتما یک آشنایی داشته، وگرنه با وجود این همه آدم سن و سال دار چرا او را که یک جوان بوده فرمانده کردهاند. اما بعد از اینکه شهید باقری را شناختم متوجه شدم که واقعا حقش بوده و حتی باید بالاتر از این درجه را به او میدادهاند.
نباید فقط خوبیها را ببینیم
* یعنی الان نگرش شما کاملا به مقوله دفاع مقدس تغییر کرده است؟
- من همیشه پیش خودم فکر میکردم که چرا ما یکباره یک فرد را بالا میبریم و بعد هم او را به زمین میزنیم. نه فقط آدمهای دفاع مقدس، حتی آدمهای والای قرآنی. کارگردانها و برنامهسازان ما از ابتدا آنها را چنان بزرگ و دور از دسترس میکنند که مخاطب پس میزند. در حالی که باید طوری کار بسازند که من مخاطب از ابتدا و در موقعیت آن شخصیت قرار بگیرم و گام به گام با او همراه شوم تا درکش کنم. حسن باقری نباید یک باره و از بالا مطرح شود. من الان فهمیدم که او هم مثل من بچه جنوب شهر بوده، او هم مثل خیلی از ما خیلی موارد را تجربه کرده است و وقتی از ابتدا یک شخصیت را مثبت مثبت نشان میدهند، مخاطب پس میزند. البته برخی هم مخالف هستند و یک سری تعصبهای بیجا نشان میدهند. اگر یک اخلاق بد هم کسی داشته باشد، باید نشان بدهیم، باید مسیری که یک فرد بزرگ طی میکند تا بزرگ میشود را ببینیم و درک کنیم.
* مستند شهید باقری تغییر نگرشی در انتخاب نقشهایتان ایجاد کرد؟
- ما بازیگریم و دوست داریم نقشهای متفاوتی را تجربه کنیم. البته در تئاتر بیشتر این امکان وجود دارد و وقتی در کار تصویر میروی، وقتی تو را در یک نقش میبینند، دیگر مدام برای همان نقش تو را انتخاب میکنند.
* از چیزی که ساخته شده و روی آنتن میرود، راضی هستید؟
- برای ما قبل از پخش راشها را میآوردند اما من نگاه نمیکردم. چون نمیخواستم که روی کارم تاثیر بگذارد. اما بعد از پایان تصویربرداری بخشهایی را دیدم و احساس کردم که چقدر همه چیز خوب از کار درآمده است.
* دوربین شما در این کار چه بود؟
- اس آر 16 بود که یک دوربین قدیمی است و حتی در تصاویر خطهایی هم در کار به وجود آورده است.
* دستمزد شما چقدر بود در این کار؟
- بگذارید که این موضوع را نگویم.
نمیدانم اگر جنگ شود به جبهه میروم
* چطور این نقش را پذیرفتید با توجه به دستمزد کمی که داشتید؟
- اول اینکه هر کسی دوست دارد که در موقعیتی خود را نشان بدهد، ضمن اینکه من وقتی فهمیدم شهید حسن باقری چه کسی بوده، برای حضورم ترغیب شدم. البته من وقتی رفتم پای کار و صحبت کردم، نمیدانستم باید به جای حسن لب بزنم و فکر میکردم صدای او نریشن کار است. کار جنگی فضای بسیار سختی است. حفظ کردن دیالوگ کار راحتی است اما باورپذیرکردن آن کار سختی است. ما سر تمام لحظات با هم بحث و گفتوگو میکردیم تا حس حسن را کاملا بیرون بیاوریم و درست پیش برویم. مخصوصا مهدویان روی این نقش تسلط داشت، چون 4 سال رویش کار کرده بود. جذابیتش هم این بود که یک سری جوان از بطن انقلاب به جبههها رفته بودند. من نمیدانم اگر امروز دوباره همان اتفاق تکرار شود، چه عکسالعملی خواهم داشت. آیا به جبهه خواهم رفت؟ جای آنها میروم؟ چه جریان تاریخی بوده که این جوانها را به جبهه کشانده است؟ البته من دوست ندارم دیگر تجربه جنگ تکرار شود، اما از خودم همواره این سوال را میپرسم که آیا به اسم وطنم به جبهه میروم؟ آنها بهترین دوره زندگی خود را فدای ما کردند و فرصت زندگی خود را به خاطر وطن از دست دادند. این سوال بزرگی است که من هم میتوانم جای آنها باشم؟
* بزرگترین درسی که از حسن باقری گرفتید چه بود؟
- اعتماد به نفس.
منبع: خبرگزاری فارس
- بله. همه آنها بازسازی شده است. در این کار ما از حضور افرادی نظیر سردار نقدی، آقای رضایی، آقای جعفری، آقای همدانی و ... که از جمله همرزمان این شهید بودند استفاده کردیم. با آنها گفـتوگو شده که مثلا در فلان عملیات حسن چه گفته است و نظرش چه بود. به خاطر همین ما از نگاتیو 16 میلیمتری استفاده کردیم و دوربینی که به کار بردیم نیز قدیمی بود تا همه چیز درست از آب دربیاید. نگاتیوهایی که از صداوسیما گرفته شد، نگاتیوهایی بود که صداوسیما قصد داشت آنها را دور بریزد ولی ما برای حقیقی بودن کار از آنها استفاده کردیم.
* در کار به نظر میرسد از آرشیو اجتماعی موجود در سازمان صداوسیما هم در کنار آرشیو مربوط به دفاع مقدس استفاده شده و در صحنههایی مخاطب با بافت شهری و اجتماعی آن زمان هم روبرو میشود.
- بله. در برخی موارد گویا از فیلمهای قدیمی استفاده شده که به داستان خطی و روایت نزدیکتر شود.
دیداری با خانواده شهید باقری نداشتم
* شما در طول حضورتان در ساخت این مجموعه با خانواده شهید باقری هم رفت و آمد داشتید؟ از نظرات آنها هم استفاده کردید؟
- متاسفانه خیر. برای اینکه من زمانی به کار آمدم که فرصت خیلی زیادی باقی نمانده بود و آخرهای ساخت مستند بود. چند بار هم خواستیم این اتفاق بیفتد و من از نزدیک با خانواده ایشان آشنا شوم که متاسفانه نشد، ولی با دوستان ایشان نظیر آقای همدانی و آقای رضایی که آمده بودند سر صحنه، توانستم درباره خصوصیات اخلاقی شهید باقری صحبت کنم.
* بعد از پایان کار چطور؟ تا به حال نشده که خانواده ایشان شما را با گریم حسن باقری ببینند؟
- خیر. متاسفانه این اتفاق نیفتاد. چون بعد از این کار نیز من بلافاصله سر کار دیگری رفتم و این توفیق را پیدا نکردم.
* از نظر خانواده ایشان هم مطلع نیستید؟ نمیدانید کار را که دیدند راضی بودند یا خیر؟
- نه متاسفانه. هنوز این موضوع را پیگیری نکردهام. ما قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کنیم، برخی صحنهها را تست کردیم که دوستان شهید باقری ببینند و همه شباهت من به ایشان و باورپذیری نقشم را تائید کرده بودند.
آقای رضایی به من گفت تلاش کن به تنهایی حسن برسی
* وقتی دوستان شهید باقری سر صحنه آمدند و شما را با گریم دیدند، واکنششان چطور بود؟
- اولین برخوردم با آقای رضایی بود. اولین چیزی که ایشان به من تاکید کرد این بود که تلاش کن به تنهایی حسن برسی. تنهایی حسن مهم است. پنج تا 6 بار این موضوع را برای من تکرار کردند. من از ایشان خواستم بیشتر با من صحبت کنند. من به آقای مهدویان گفتم که آقای رضایی این حرف را به من زدهاند، به او گفتم برای برخی سکانسها بگذار تنها باشم، شاید منظور آقای رضایی این بوده است. آقای مهدویان مخالفت کرد و گفت فکر نمیکنم منظورشان این باشد. برو و بگرد و تنهایی شهید باقری را در چیز دیگری جستوجو کن. تا اینکه چند روز بعد به این نتیجه رسیدیم که منظور این نیست که او در لاک خودش فرو رفته باشد. او بسیار دل گنده بود و همواره هم هوای زیردستیهایش را بیشتر از بالادستیهایش داشت. او مدام متمرکز روی کارش بود. تنهایی حسن روی کارش بود و اگر در جمع هم بود، ذهنش روی کارش متمرکز بود. من هنوز موفق به دیدن بازخوردها نشدهام. فقط چند نفر از دوستانش را دیدم، آن هم در زمان بسیار کم، اما به نظر من اولین کاری که ما معمولا برای شهدا انجام میدهیم این است که او را از ابتدا آسمانی تصویر میکنیم و میگوییم که او از ابتدا همینطور بوده است، اما در مورد شهید باقری این طور نیست. ما از همان ابتدا قرار گذاشتیم که شهید باقری را به عنوان یک انسان معمولی تصویر کنیم؛ مثل بقیه. بچهای که درسش را هم نمیخوانده و زمان بچگی با بقیه دعوا هم میکرده است. یک هو او را یک آدم مخلص و خاکی نکنیم. یک آدم معمولی. اما چیزی که در او برجسته بود، ایمان و اعتقادش بود. او اعتماد به نفس بالا و ایمان قوی داشت. در 60 سکانسی که از او میبینید، متوجه میشوید که هیچ وقت در کارهایش اما و اگر نداشت. شاید نداشت. او میگفت باید بشود. این باید برایش خیلی مهم بود. او اعتماد به نفس بالایی داشت. قبلا هم تجربه نظامی نداشته و جنگ را تجربه نکرده اما با اعتماد به نفس بالا کارش را انجام میداد. حتی زمانی هم که میرود به روزنامه و کار میکند، هدف داشته است.
* کدام خصیصه شهید باقری بیشتر روی شما تاثیر گذاشت؟
- اعتماد به نفس و شجاعتش برای من بیشترین مرکز توجه بود. ایمان به کاری که انجام میدهد، خیلی والاست.
خیال میکردم یک سری از فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند
* شما در این کار چقدر شناختتان از شهید باقری بیشتر شد؟
- خیلی. اصلا نگاه من را به خیلی از فرماندهان جنگ عوض کرد. تا بروم درباره بقیه هم بدانم. من خیال میکردم یک سری از این فرماندهان را الکی بزرگ کردهاند. مثلا فکر میکردم شهید حسن باقری یک آشنایی در جنگ داشته که پارتی بازی کرده و او را به جبهه آورده و فرمانده کرده است. حتما یک آشنایی داشته، وگرنه با وجود این همه آدم سن و سال دار چرا او را که یک جوان بوده فرمانده کردهاند. اما بعد از اینکه شهید باقری را شناختم متوجه شدم که واقعا حقش بوده و حتی باید بالاتر از این درجه را به او میدادهاند.
نباید فقط خوبیها را ببینیم
* یعنی الان نگرش شما کاملا به مقوله دفاع مقدس تغییر کرده است؟
- من همیشه پیش خودم فکر میکردم که چرا ما یکباره یک فرد را بالا میبریم و بعد هم او را به زمین میزنیم. نه فقط آدمهای دفاع مقدس، حتی آدمهای والای قرآنی. کارگردانها و برنامهسازان ما از ابتدا آنها را چنان بزرگ و دور از دسترس میکنند که مخاطب پس میزند. در حالی که باید طوری کار بسازند که من مخاطب از ابتدا و در موقعیت آن شخصیت قرار بگیرم و گام به گام با او همراه شوم تا درکش کنم. حسن باقری نباید یک باره و از بالا مطرح شود. من الان فهمیدم که او هم مثل من بچه جنوب شهر بوده، او هم مثل خیلی از ما خیلی موارد را تجربه کرده است و وقتی از ابتدا یک شخصیت را مثبت مثبت نشان میدهند، مخاطب پس میزند. البته برخی هم مخالف هستند و یک سری تعصبهای بیجا نشان میدهند. اگر یک اخلاق بد هم کسی داشته باشد، باید نشان بدهیم، باید مسیری که یک فرد بزرگ طی میکند تا بزرگ میشود را ببینیم و درک کنیم.
* مستند شهید باقری تغییر نگرشی در انتخاب نقشهایتان ایجاد کرد؟
- ما بازیگریم و دوست داریم نقشهای متفاوتی را تجربه کنیم. البته در تئاتر بیشتر این امکان وجود دارد و وقتی در کار تصویر میروی، وقتی تو را در یک نقش میبینند، دیگر مدام برای همان نقش تو را انتخاب میکنند.
* از چیزی که ساخته شده و روی آنتن میرود، راضی هستید؟
- برای ما قبل از پخش راشها را میآوردند اما من نگاه نمیکردم. چون نمیخواستم که روی کارم تاثیر بگذارد. اما بعد از پایان تصویربرداری بخشهایی را دیدم و احساس کردم که چقدر همه چیز خوب از کار درآمده است.
* دوربین شما در این کار چه بود؟
- اس آر 16 بود که یک دوربین قدیمی است و حتی در تصاویر خطهایی هم در کار به وجود آورده است.
* دستمزد شما چقدر بود در این کار؟
- بگذارید که این موضوع را نگویم.
نمیدانم اگر جنگ شود به جبهه میروم
* چطور این نقش را پذیرفتید با توجه به دستمزد کمی که داشتید؟
- اول اینکه هر کسی دوست دارد که در موقعیتی خود را نشان بدهد، ضمن اینکه من وقتی فهمیدم شهید حسن باقری چه کسی بوده، برای حضورم ترغیب شدم. البته من وقتی رفتم پای کار و صحبت کردم، نمیدانستم باید به جای حسن لب بزنم و فکر میکردم صدای او نریشن کار است. کار جنگی فضای بسیار سختی است. حفظ کردن دیالوگ کار راحتی است اما باورپذیرکردن آن کار سختی است. ما سر تمام لحظات با هم بحث و گفتوگو میکردیم تا حس حسن را کاملا بیرون بیاوریم و درست پیش برویم. مخصوصا مهدویان روی این نقش تسلط داشت، چون 4 سال رویش کار کرده بود. جذابیتش هم این بود که یک سری جوان از بطن انقلاب به جبههها رفته بودند. من نمیدانم اگر امروز دوباره همان اتفاق تکرار شود، چه عکسالعملی خواهم داشت. آیا به جبهه خواهم رفت؟ جای آنها میروم؟ چه جریان تاریخی بوده که این جوانها را به جبهه کشانده است؟ البته من دوست ندارم دیگر تجربه جنگ تکرار شود، اما از خودم همواره این سوال را میپرسم که آیا به اسم وطنم به جبهه میروم؟ آنها بهترین دوره زندگی خود را فدای ما کردند و فرصت زندگی خود را به خاطر وطن از دست دادند. این سوال بزرگی است که من هم میتوانم جای آنها باشم؟
* بزرگترین درسی که از حسن باقری گرفتید چه بود؟
- اعتماد به نفس.
منبع: خبرگزاری فارس
روحت شاد فرمانده...
منم خودم اصلا نه ایشون به اسم میشناختم نه حتی چیزی ازشون میدونستم ولی برام جالب بود تو بعضی عکس ها و فیلم های جنگ میدیمشون که خیلی جوان هست چه جوریه که اینگار فرمانده بقیه اس با این سن کم
من زیاد مستند جنگ ندیدم ولی از بین اونهایی که دیدم هیچ کدوم اینقدر نزدیک واقعیت و تاثیر گذار برام نبود.حتی حاضرم بازم اگه تکرار شد دوباره ببینم تو هفته دفاع مقدس دوباره پخش مجدد شد مستند آخرین روزهای زمستان که از شبکه 1 و مستند پخش میکردن قبلا هم از شبکه 1 نشون دادن
واقعا فوق العاده بود ....هر چند روایت 100% کاملی نبود ولی خوب تا اونجایی که میشد تلاش کردن
من زیاد مستند جنگ ندیدم ولی از بین اونهایی که دیدم هیچ کدوم اینقدر نزدیک واقعیت و تاثیر گذار برام نبود.حتی حاضرم بازم اگه تکرار شد دوباره ببینم تو هفته دفاع مقدس دوباره پخش مجدد شد مستند آخرین روزهای زمستان که از شبکه 1 و مستند پخش میکردن قبلا هم از شبکه 1 نشون دادن
واقعا فوق العاده بود ....هر چند روایت 100% کاملی نبود ولی خوب تا اونجایی که میشد تلاش کردن