من و ♥پـــــــــــــدرم♥
اتاق‌های اصلی شهرها ، اجتماعی و مذهب پدر و مادر من و ♥پـــــــــــــدرم♥
آرشیو تاپیک

من و ♥پـــــــــــــدرم♥

پدر و مادر • 1392/07/08 @sama
من و ♥پـــــــــــــدرم♥
دستانم میلرزد.. اشک، چشمانم را نوازش میکند و صورتم را میشوید...

این چه حالی است که وجودم را گرفته است....


پدری در خانه نیست. طنین صدایش در خانه نمیپیچد...با صدایش بیدار نمیشوم...
4روز است به خونمون نیومدی چشم به در دوخته ام

و منتطرم زنگ را کسی بزند و باز کنم تو باشی ...سلام بابا...خسته نباشی..


هر روز صدایت میزنم ..بابا..کجایی..چرا جوابمو نمیدی...

منزلگاهی پیدا کردی سرد و خاکی....

تو وداع کردی با من برای همیشه..وداعی ابدی..دیدارمان قیامت است...


آن روز پدر و مادرت و برادرانت دلتنگت شده بودند و منتظرت بودند

تا مهمانشان از راه برسد و به استقبالش بروند و پذیراییش کنند

تو هم گویی دلتنگشان شده بودی که با عجله رفتی سراغشان..

اما نمیدانستی من هم پدری دارم من هم عالمی دارم من هم دلم برای پدرم تنگ میشود...



نیستی پدرم نیستی...دارم دیوانه میشوم...

آنچنان غم در قلبم دارم که نمیتوانم باتو حرف بزنم...

حالا دیگر فقط یک قاب عکس مانده و یک دل پراندوه که چشم به قاب عکست

بدوزد و اشک بریزد و بغض کند و نتواند حرفی بزند....



...................................................................................................................

♥♥♥پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر ♥♥♥

کسی که آرزو دارم تنها برای یک لحظه ببینمش و خودم را در آغوشش جا دهم...

.....................................................................................................................

آخرین بوسه ...روی صورت سرد و یخش بود...

صورتی که مث همیشه لپهایم را نوازش میداد....

اما هیچ حس و گرمایی نبود که گردنم را بگیرد و من را به خودش نزدیک کند....


................................................................................................................

حرف دارم با تو اما نمیتوانم بر زبان بیاورم ..تنها در درون خود میریزم و بارانی میشوم....
.
.
.
.



از این جملات سمانه یقین دارم سنگ هم گریه کند ... خدایا به بزرگیت قسم میدهم آرامش را زودتر به خونشون برگردان...
سمانه جون بازم بهت تسلیت میگم....
خدایاخودت بهشون صبر بده بتونن این غم بزرگ را تحمل کنن....
واقعا با خودمون این حرفا اشکم سرازیر شد نمیدونم چی بگم فقط تسلیت میگم بهتون خانم ابراهیمی ......
خدا پدر بزرگوارتون رو بیامرزه
کسی که غم میده طاقت تحملش رو هم میده
خیلی سخته خدا صبرش بده...

بعضی حرف ها چه بی وزنند اما عجب کمر میشکند... crying


.................................


خدا رحمت كنه پدرت رو سمانه عزیزم انشالله در پناه خداوند با صبر و توكل باشيد

سمانه عزیزم خدا هر بنده اش را که بیشتر دوست داره زودتر میبره پیش خودش
یقینا جای پدرت توی بهشته ..... خوش به سعادتش که یک چنین دختری را از خودش تو دنیا به یادگار گذاشت
مطمئنم اون از اون بالا حواسش به تو هست و به موفقیت هات میباله....پس مثل همیشه بهترین باش
har chi khake on bozorgavare baghaye omre shoma va khonevadeye gham didaton,mosibate varedaro tasliyat migam,khodavand sabr bede